یعنی چه
واژه مستقل و استانداردی به نام «بسهم» در لغتنامههای معتبر فارسی (مانند دهخدا، معین و عمید) ثبت نشده است. این عبارت در واقع شکل متصل یا سرهمنویسیشدهٔ حرف اضافه «بـ» (به / با) و اسم «سهم» است. بسته به بافت متن و ریشه کلمه، میتواند به معنای «به اندازهٔ سهم و بهره»، «با ترس و هراس» (ریشه فارسی) یا «با تیر و پیکان» (ریشه عربی) باشد.
تلفظ
تلفظ این ترکیب از اتصال حرف جر «بِـ» ([be]) به ابتدای واژه «سَهم» ([sahm]) ساخته میشود.
در جدول
در جدولهای کلمات متقاطع، پاسخ این مدخل دقیقاً ۴ حرف دارد و بر اساس صورت سؤال به عنوان ترکیب «بـ + سهم» شناخته میشود.
به انگلیسی
معادل انگلیسی این ترکیب کاملاً وابسته به معنای واژه پایه در جمله است؛ برای مفاهیم مالی از share و برای تیر از arrow استفاده میشود.
به عربی
در زبان عربی این ساختار به صورت ترکیب جار و مجرور کاربرد دارد و کلمه سهم خود به معنای تیر یا بهره است.
به فارسی
برگردان و معادلهای روان فارسی این ترکیب شامل عباراتی چون «بهنوبه»، «بهحصه»، «سهموار» یا در متون کهن «تیراندازانه» و «خائفانه» است.
جمعبندی و توضیح کامل بسهم
عبارت «بسهم» یک واژه مستقل، رسمی و مجزا در زبان فارسی به شمار نمیرود، بلکه از اتصال حرف اضافه «بـ» به ابتدای اسم «سهم» پدید آمده است. از این رو، برای درک معنای دقیق آن باید به معنای کلمه پایهای «سهم» رجوع کرد که در زبان فارسی سه جلوه معنایی عمده دارد: نخست به معنی بخش، حصه و نصیب (مانند سهم بورس یا سهم ارث)، دوم در متون کهن عربی و فارسی به معنی تیر کمان و قرعهکشی، و سوم در ریشه اصیل فارسی به معنی ترس، هراس و ابهت (مانند واژه سهمگین).
در ساختار جدول و معماها، این کلمه دقیقاً به صورت چهار حرفی «بسهم» ارزیابی میشود. از نظر کاربردهای قرآنی و مذهبی نیز، اگرچه خود این ترکیب ساختاری عیناً ذکر نشده، اما همخانوادههای فعل آن مانند «فَسَاهَمَ» در داستان حضرت یونس (ع) به معنای قرعه انداختن و تیر انداختن به کار رفته است. در نهایت، امروزه این واژه بیشتر در نگارشهای متصل و به صورت ترکیبهایی نظیر «بسهم خود» (به نوبه خود) به کار میرود.