یعنی چه
تبجح در اصل واژهای عربی از باب تفعّل است. در کاربرد معاصر و زبان عربی به معنای تفاخر، لافزنی، تکبر و خودنمایی همراه با گستاخی به کار میرود؛ اما در متون کهن فارسی و لغوی اصیل (مانند لغتنامه دهخدا) به معنای شادمان شدن، خوشحال گردیدن و اظهار ابتهاج و خرسندی نیز آمده است.
تلفظ
این واژه به صورت تَبَجُّح (فتح ت، فتح ب، فتح و تشدید ج، ضم ح) تلفظ میشود.
در جدول
پاسخ دقیق برای کلمه چهار حرفی در جدول «تبجح» است. از گزینههای دیگر جدول بر اساس تعداد حروف میتوان به تفاخر و ابتهاج اشاره کرد.
به انگلیسی
در زبان انگلیسی واژگانی که مفهوم فخر فروشی، لافزنی و خود بزرگبینی گستاخانه را برسانند معادل تبجح هستند.
به فارسی
معادلهای دقیق فارسی این واژه بر اساس سیر تحول معنایی آن، در معنای معاصر «فخرفروشی، لافزنی، خود بزرگبینی» و در متون کلاسیک فارسی «شادمانی، خوشحالی، خرسندی» است.
نماد چیست
این کلمه یک مفهوم رفتاری و انتزاعی است و نماد فیزیکی، حیوانی یا اسطورهای خاصی ندارد؛ اما در متون اخلاقی نماد غرور، تکبر، نمایش برتری کاذب و خودستایی نکوهیده به شمار میرود.
جمعبندی و توضیح کامل تبجح
واژه تَبَجُّح یک وامواژه عربی از ریشه (ب ج ح) است که در زبان فارسی کاربردی کتابی، ادبی و دینشناختی دارد. این کلمه در طول زمان دچار تحول معنایی جالبی شده است؛ به طوری که در متون کهن فارسی مانند اشعار خاقانی و متون تاریخی به معنای ابتهاج، خوشحالی و شادمان شدن به کار میرفته، اما در کاربرد معاصر و عربی امروز، معنایی منفی پیدا کرده و به فخرفروشی، لافزنی، خودستایی گستاخانه و تکبر اطلاق میشود.
این واژه و مشتقات مستقیم آن در متن قرآن کریم نیامده است، هرچند که در تفاسیر برای توصیف حالات تکبر کافران استفاده شده است. همخانوادههای آن شامل مُتَبَجِّح (فرد خودستاینده) و تباجح هستند. در زبان فارسی معاصر، این کلمه در گفتگوهای روزمره رایج نیست و بیشتر در ادبیات مکتوب کلاسیک یا متون اخلاقی دیده میشود.