یعنی چه
در ادبیات کهن فارسی، واژه خوار خوار به عنوان قید به دو معنای عمده به کار رفته است؛ یکی به معنی بیهوده، عبث و بینتیجه و دیگری به معنی اندکاندک، ملایم، نمنم (مانند باران خوار خوار) یا با حالت خفت و خواری.
تلفظ
این واژه به صورت خوار خوار (با واو معدوله که خوانده نمیشود) و دقیقاً مشابه «خار خار» تلفظ میشود.
در جدول
این کلمه در جدولهای کلمات متقاطع معمولاً به عنوان راهنمای سوالات قیدی مانند «بیهوده» یا «آهسته و کمکم» استفاده میشود و پاسخ آن ۸ حرف دارد.
به انگلیسی
بسته به متن و سیاق جمله، معادلهای انگلیسی آن به دو دسته کارهای بینتیجه (in vain) و رفتارهای تدریجی و ملایم (gradually) تقسیم میشوند.
به فارسی
برابرهای اصیل و رایج فارسی این کلمه شامل واژههایی چون بیفایده، پوچ، نرمنرم و بهتدریج است.
نماد چیست
ترکیب خوار خوار در فرهنگ اسطورهای یا تصویری نماد چیز خاصی نیست؛ بلکه در شعر و نثر کهن، بار معنایی بیاثر بودن عمل یا حرکت ملایم و تدریجی یک پدیده را به دوش میکشد.
جمعبندی و توضیح کامل خوار خوار
واژه «خوار خوار» از ترکیبهای قیدی و کهن زبان فارسی است که ریشه در زبان پهلوی دارد. این کلمه با ساختاری تکراری و تاکیدی، بسته به جایگاه خود در متن، دو لایه معنایی متفاوت را بازتاب میدهد. در وجه اول، به معنای کاری عبث، بیهوده و بیفایده است که هیچ ثمرهای به همراه ندارد.
در وجه دوم، این عبارت جنبه توصیفی و حرکتی به خود میگیرد و به معنای کمکم، نرمنرم و بهتدریج به کار میرود؛ مانند بارانی که آرام و نمنم میبارد. همچنین گاهی به مفهوم انجام کاری همراه با ذلت و تسلیم (با خواری) اشاره دارد. این واژه امروزه در زبان محاورهای کاربرد چندانی ندارد و بیشتر در متون ادبی و جدول کلمات متقاطع دیده میشود.