یعنی چه
این ترکیب کنایی در زبان فارسی به چند معنای ظریف به کار میرود؛ نخست به معنی مدام نام کسی یا چیزی را گفتن و عبارتی را ورد زبان خود ساختن، و دوم در مفهوم کناییِ اغفال و فریب دادن کسی با سخنان نرم، چربزبانی و تملقآمیز (به زبان گرفتن).
تلفظ
تلفظ این ترکیب فعلی به صورت واجنویسی [bar zabān dāštan] است که از سه جزء «بَر» (حرف اضافه)، «زَبان» (اسم) و «داشتَن» (مصدر فعل) تشکیل میشود.
در جدول
در پاسخ به سؤالات جدول کلمات متقاطع، عبارت «بر زبان داشتن» دقیقاً ۱۱ حرف دارد و با مفاهیمی چون ذکر کردن، تکرار کردن یا فریب دادن همخوانی دارد.
به انگلیسی
بسته به بافت متن، اگر منظور تکرار مداوم باشد از عباراتی نظیر keep mentioning استفاده میشود و اگر منظور رام کردن یا فریب کسی با زبانبازی باشد، افعالی مثل wheedle یا coax معادلهای مناسبی هستند.
به عربی
در زبان عربی، عبارت «لهج بذکره» دقیقاً به معنای شیفتگی در تکرار یک نام بر زبان است. در حالت کناییِ فریب نیز واژههای تملق و مداهنه کاربرد دارند.
به فارسی
معادلهای اصیل و جایگزین این عبارت در فارسی شامل واژههایی چون: تکرار کردن، یاد کردن، اظهار داشتن، کتمان نکردن، و در معنای منفی آن «اغفال کردن با خوشزبانی» است.
در قرآن
عین این ترکیب فعلی در متن قرآن مجید نیامده است؛ اما از نظر مفهومی، آیه ۱۱ سوره فتح که میفرماید: «يَقُولُونَ بِأَلْسِنَتِهِمْ مَا لَيْسَ فِي قُلُوبِهِمْ» (با زبانهای خود چیزی میگویند که در دلهایشان نیست) به خوبی با مفهوم کناییِ «سخنِ تنها بر زبان داشتن و فریب دادن» مطابقت دارد.
جمعبندی و توضیح کامل بر زبان داشتن
ترکیب کنایی و فعلی «بر زبان داشتن» از جمله تعابیر ظریف در زبان فارسی است که نباید آن را صرفاً با فعل سادهای مانند «گفتن» یا «بر زبان آوردن» یکسان دانست. این عبارت در متون کهن و لغتنامههای معتبری چون دهخدا، علاوه بر معنای سادهٔ ذکر کردن و یاد کردن مداوم، واجد یک بار معنایی کناییِ خاص است که به فریب دادن، رام کردن یا اغفال افراد از طریق چربزبانی و گفتار ملایم اشاره دارد.
در ساختار دستوری، این اصطلاح یک فعل مرکب کناییِ فارسی اصیل است که از ریشههای پهنوی و اوستایی واژگان «بر»، «زبان» و «داشتن» شکل گرفته است. در فحوای کلام، نشاندهنده ابزاری شدن زبان برای آشکارسازی مداوم یک فکر (مثبت) و یا پوشاندن نیت واقعی در پسِ کلمات زیبا (منفی) است.