یعنی چه
واژه دسماء در اصل یک صفت عربی (مؤنث أدسم) است که به رنگهای تیره مایل به سیاه، غبارآلود، مات یا جامههای چرک و آغشته به چربی (دسم) اطلاق میشود. این کلمه در زبان فارسی کاربرد مستقلِ روزمره ندارد و بیشتر در متون کهن لغوی و ادبی دیده میشود.
تلفظ
تلفظ صحیح این کلمه در زبان مبدأ (عربی) و متون فارسی به صورت دَسْماء (با فتح دال و سکون سین) است که در پایان آن همزه ممدوده قرار دارد.
در جدول
در جدولهای متقاطع کلماتی مانند تیرهگون، مایل به سیاه یا جامه چرکرنگ به عنوان راهنما آمده و پاسخ آن دسماء با ۵ حرف است.
به انگلیسی
بسته به بافت متن، معادلهای انگلیسی کلمه شامل کلماتی برای توصیف رنگ تیره و ابری یا حالت چربی هستند.
به عربی
این کلمه خود ساختار عربی دارد و مترادفهای همرده آن در زبان عربی معیار شامل واژگان توصیفکننده تیرگی و آلودگی هستند.
به فارسی
برگردان دقیق یا معادلهای فارسی این واژه کلماتی همچون تیرهگون، مایل به سیاه، مات، تار و چرکرنگ هستند که ویژگی ظاهری یک شیء یا جامه را نشان میدهند.
در قرآن
کلمه دسماء با این رسمالخط و ساختار در قرآن وجود ندارد. ریشه ثلاثی آن (د س م) در عربی کلاسیک رایج است، اما این صفت خاص یا اسم در متن آیات الهی به کار نرفته است.
جمعبندی و توضیح کامل دسماء
واژه دسماء یک لغت اصالتاً عربی از ریشه ثلاثی (د س م) است که به عنوان صورت مؤنث صفت «أدسم» شناخته میشود. معنای بنیادی و اصلی آن به تیرگی، مایل بودن به رنگ سیاه، غبارآلودگی و همچنین حالت چرب و چرکین اشاره دارد. این کلمه در زبان فارسی به عنوان یک واژه مستقل و زنده در محاورات روزمره کاربردی ندارد و صرفاً در کتابهای لغتنامه، واژهگزینیهای کهن و احادیث اسلامی به چشم میخورد.
یکی از کاربردهای معروف تاریخی و ادبی این کلمه در روایات اسلامی و احادیث نبوی است؛ جایی که نقل شده پیامبر اسلام (ص) گاهی «عِمامَة دَسماء» (عمامهای به رنگ تیره یا مایل به سیاه که به دلیل گرد و غبار سفر یا رنگ تیرهاش چنین نامیده میشد) بر سر میبستند. به همین دلیل، این کلمه در ادبیات دینی و اخلاقی گاهی به عنوان نمادی از زهد، سادگی، فروتنی و بیتکلفی در پوشش و سبک زندگی یاد میشود.