یعنی چه
این اصطلاح در زبان فارسی دو کاربرد اصلی دارد: یکی در مورد ظروف (مانند کاسه، بشقاب یا کوزه) که تکهای از لبه یا دهانه آن کنده و پریده باشد، و دیگری در مفهوم پزشکی و فیزیکی به معنی لبی که به دلیل سرما، خشکی یا ضربه دچار زخم و ترکخوردگی شده است.
تلفظ
این ترکیب از دو واژه «لَب» (با فتحه) و «شِکَسته» (با کسره شین و کاف) تشکیل شده است که در حالت اضافه به صورت «لَبِ شِکَسته» تلفظ میشود.
در جدول
در کلمات متقاطع، در پاسخ به راهنمای ظرف لبهپریده یا آسیبدیده، عبارت «لب شکسته» یک جواب ۷ حرفی دقیق است.
به انگلیسی
بسته به اینکه مادی (ظروف) یا پزشکی (عضو بدن) باشد، معادلهای متفاوتی در انگلیسی دارد.
به عربی
در زبان عربی برای ظرف آسیبدیده از واژه مثلوم و برای عضو بدن از شفه مکسوره استفاده میشود.
به ترکی
در زبان ترکی استانبولی برای ظروفی که لبهشان پریده تعبیر دهانشکسته و برای پوست لب تعبیر ترکخورده به کار میرود.
نماد چیست
در ادبیات کلاسیک و عرفانی ایران، پیاله یا کاسه لبشکسته استعارهای از انسان خاکی، متواضع و دلشکسته است که ادعای کمال ندارد اما ارزش معنوی بالایی در پذیرش فیض دارد. نمودی از این کاربرد را میتوان در اشعار وحشی بافقی نیز مشاهده کرد.
جمعبندی و توضیح کامل لب شکسته
عبارت «لب شکسته» ترکیبی وصفی در زبان فارسی است که ریشه در واژگان کهن دارد. این اصطلاح هم در زندگی روزمره برای توصیف ظروف سفالی یا چینی که لبه آنها دچار پریدگی و نقص شده (لبپریده) به کار میرود و هم در اصطلاحات فیزیکی و پزشکی به لبی اشاره دارد که بر اثر سرما، جراحت یا خشکی مفرط ترک خورده و خونآلود شده است.
در فرهنگ و ادبیات فارسی، این ترکیب فراتر از معنای مادی خود، بار نمادین و استعاری ظریفی پیدا کرده است. شاعران گاه از ظرف یا کاسه لبشکسته برای نشان دادن قناعت، فقر فخرآمیز، تواضع و دلشکستگی استفاده کردهاند؛ جایی که نقص ظاهری ظرف شیء، نشانهای از پیوند عمیقتر با مفاهیم معنوی و دوری از غرور دنیوی تلقی میشود.