یعنی چه
این عبارت در اصل به معنای کسی است که به بیماری آکله (خوره یا جذام) مبتلا شده و گوشت تنش دچار خوردگی و زوال شده است. در ادبیات عامیانه و تهرانی قدیم، این ترکیب به عنوان یک دشنام، نفرین یا کنایه تحقیرآمیز برای اشاره به زنان زشترو، تندخو، بدزبان یا پتیاره به کار میرود.
تلفظ
تلفظ صحیح این ترکیب به صورت [آکِ لِ گِ رِفْ تِ] است که از دو واژهٔ «آکله» (با کسره ک و لام) و «گرفته» تشکیل شده است.
در جدول
در جدولهای متقاطع، عبارت «آکله گرفته» به عنوان پاسخ برای پرسشهایی با مضمون نفرین عامیانه، خوره گرفته یا اصطلاح تحقیرآمیز قدیم با ۹ حرف کاربرد دارد.
به انگلیسی
برای معنای تحتاللفظی آن واژه Leper (جذامی) دقیق است، اما برای کاربرد عامیانه و دشنامگونه آن، معادل مستقیمی وجود ندارد و به عنوان یک اصطلاح توهینآمیز (insulting slang) شناخته میشود.
به عربی
در زبان عربی برای رساندن مفهوم بیماری از واژه مجذوم یا ریشه آکله (الآكلة به معنی زخم خورنده) استفاده میشود و برای واژه گرفته نیز تعابیری چون کئيب یا عابس به کار میرود.
به فارسی
معادلهای فارسی این ترکیب در بخش تحتاللفظی شامل «خوره گرفته» و «جذامی» است. در بافت گفتاری و محاورهای قدیم نیز با واژگانی چون «سلیطه»، «پتیاره»، «بدزبان» و «نفرتانگیز» همپوشانی معنایی دارد.
جمعبندی و توضیح کامل آکله گرفته
عبارت «آکله گرفته» یک ترکیب وصفی و اصطلاح عامیانه در زبان فارسی است که ریشه در باورها و بیماریهای قدیم دارد. واژه «آکله» از ریشه عربی «أکل» به معنی خوردن گرفته شده و در طب سنتی به بیماری خوره یا همان جذام اطلاق میشده است؛ بیماری سختی که اندامها را فاسد کرده و میخورد. ترکیب آن با واژه فارسی «گرفته»، در واقع به معنای کسی است که دچار این بیماری طردکننده و مهلک شده است.
در سیر تحول زبان محاورهای، این عبارت از معنای پزشکی خود خارج شده و به یک دشنام، نفرین و کنایه تبدیل شده است. در ادبیات عامه (بهویژه تهران قدیم)، این صفت بیشتر برای تحقیر یا نفرین زنان بدزبان، تندخو، زشترو یا سلیطه به کار میرفته و به نوعی معادل نفرین «الهی خوره بگیری» است. این ترکیب در فرهنگهای رسمی و لغتنامههای شاخص به عنوان یک اصطلاح واحد و مستقل ثبت نشده، بلکه ساختاری گفتاری دارد که معنای آن کاملاً به بافت کلام وابسته است.