یعنی چه
زمین شوره (یا شورهزار) به زمینی گفته میشود که به دلیل تراکم و تجمع بالای نمک و املاح در خاک آن، سفید شده و استعداد باروری خود را از دست داده است. این نوع خاک به علت شوری بیش از حد، غیرقابل کشت و لمیزرع محسوب میشود و گیاهان مفید یا محصولات کشاورزی نمیتوانند در آن رشد کنند.
تلفظ
این ترکیب از دو واژهٔ «زمین» (به فتح ز) و «شوره» (به ضم ش و فتح ر) تشکیل شده است که با کسرهٔ اضافه به یکدیگر متصل میشوند.
در جدول
در جدولهای متقاطع، پاسخ این واژه بر اساس تعداد حروف درخواستی میتواند «زمین شوره»، «شورهزار»، «نمکزار» یا «شوره بوم» باشد.
به انگلیسی
در زبان انگلیسی با توجه به بافت جغرافیایی و علمی، از اصطلاحات متفاوتی برای توصیف این نوع زمین استفاده میشود.
به عربی
در زبان عربی کلمهٔ «سبخة» دقیقترین معادل برای زمینی است که از نمک پوشیده شده و گیاهی در آن نمیروید.
نماد چیست
در فرهنگ و ادبیات فارسی، زمین شوره نماد انسانهای نااهل، تربیتناپذیر، بخل و ناسپاسی است؛ جایی که آموزش و لطف (مانند باران) در آن بیاثر است. همانطور که سعدی میگوید: «باران که در لطافت طبعش کلال نیست / در باغ لاله روید و در شوره بوم خس»؛ این واژه نشاندهنده تلاشهای بیثمر و بستر ناسازگار است.
جمعبندی و توضیح کامل زمین شوره
زمین شوره یا شورهزار به اراضی و خاکهایی اطلاق میشود که به دلیل بالا بودن غلظت املاح محلول و نمک، اصطلاحاً لمیزرع شدهاند و توانایی پرورش گیاهان و محصولات کشاورزی را ندارند. ریشه واژه «شور» به زبانهای ایران باستان و پارسی میانه (šōrag) بازمیگردد که با پسوند مکان یا اتصاف ترکیب شده است.
اگرچه خودِ عبارت «زمین شوره» به صورت مستقیم در قرآن کریم نیامده، اما مفهوم آن در آیه ۵۸ سوره اعراف با عبارت «وَالَّذِي خَبُثَ» (زمینی که ناپاک و بد است) توصیف شده که مفسران آن را به زمین شوره و بیحاصل تعبیر کردهاند. این مفهوم در کلام اسلامی و خطبههای نهجالبلاغه نیز با واژه «سبخه» کاربرد فراوانی دارد.
در ادبیات معاصر و کلاسیک فارسی، این واژه فراتر از یک پدیده جغرافیایی، به عنوان یک آرایه و نماد قدرتمند برای بخل، استعدادهای تلفشده و انسانهای تربیتناپذیر به کار میرود؛ محیطی که هرچقدر هم مورد لطف و بخشش قرار گیرد، به دلیل ذات نامناسبش ثمره مفیدی به بار نمیآورد.