یعنی چه
واژه لیدر در زبان فارسی به شخص یا نهادی اطلاق میشود که وظیفه جهتدهی، سازماندهی، تصمیمگیری و هدایت یک گروه از افراد را در زمینههای سیاسی، ورزشی، اجتماعی یا تجاری بر عهده دارد.
مترادف
این کلمات در بافتهای مختلف سیاسی، مذهبی و اجتماعی میتوانند به عنوان جایگزین واژه لیدر استفاده شوند.
تلفظ
تلفظ صحیح این واژه در فارسی با مکس کوتاه روی حرف دال و به صورت لیدَر است.
در جدول
در جدولهای کلمات متقاطع، در پاسخ به راهنمای «سردسته یا رهبر» میتوان از کلمه چهار حرفی لیدر یا معادلهای آن استفاده کرد.
به انگلیسی
این واژه مستقیم از فعل lead در انگلیسی به معنای هدایت کردن و راه بردن مشتق شده است.
به عربی
در زبان عربی برای تبیین مفهوم لیدر و هدایتگر، بیشتر از واژههای قائد و زعیم استفاده میشود.
به فارسی
برگردانهای دقیق و اصیل این وامواژه در زبان فارسی کلماتی مانند رهبر، پیشوا و راهنما هستند که مفهوم جلو رفتن و هدایت دیگران را میرسانند.
معنی انگلیسی/خارجی
کلمه لیدر (Leader) یک وامواژه مستقیم فرنگی در زبان فارسی است. این واژه در زبان انگلیسی از فعل lead به معنای هدایت کردن، جلو رفتن و راهنمایی کردن ریشه میگیرد و تاریخچه آن به واژه انگلیسی باستان lædan برمیگردد. از مشتقات همخانواده آن در زبان مبدأ میتوان به Leadership (رهبری) و Leading (پیشرو) اشاره کرد.
جمعبندی و توضیح کامل لیدر
کلمه لیدر یک وامواژه فرنگی و دخیل در زبان فارسی است که از واژه انگلیسی Leader وارد زبان ما شده و در لغتنامههای معاصری همچون دهخدا و معین به وفور به کار رفته است. این کلمه در اصطلاح به معنای رهبر، پیشوا، سردسته و کسی است که هدایت و فرماندهی یک گروه، تشکل، حزب سیاسی یا تیم ورزشی را بر عهده دارد و به آنها جهت میدهد.
از نظر ریشهشناسی، این واژه ساختار بومی یا همخانواده اصیل در فارسی ندارد و مستقیماً به فعل انگلیسی lead به معنای راه بردن متصل است. در نمادشناسی، مفهوم لیدر معمولاً با موجوداتی نظیر عقاب (به دلیل دید وسیع) یا قو (به دلیل پرواز در راس دسته) و در اشکال گرافیکی با پیکانهای رو به جلو تصویر میشود.
در متون کهن و مذهبی مانند قرآن این کلمه جدید وجود ندارد، اما مفاهیم مترادف و عمیق آن با واژگانی چون امام، قائد، و اولوالامر بیان شدهاند که همگی بر اهمیت وجود یک هدایتکننده و مدیر در ساختارهای اجتماعی دلالت میکنند.