یعنی چه
واژهٔ «یُغَادِر» یک فعل مضارع عربی از باب مفاعله است که به معنای خارج شدن، ترک کردن، رها کردن یا جا گذاشتن چیزی یا کسی به کار میرود. این کلمه در متون کهن و تفاسیر قرآنی فارسی نیز به عنوان وامواژه دیده میشود.
ریشه
ریشه اصلی این کلمه ثلاثی مجرد «غَدَرَ» است. در زبان عربی، مفهوم اولیه این ریشه به معنای ترک کردن است؛ به همین دلیل به پیمانشکنی نیز «غدر» میگویند چون شخص تعهد خود را ترک کرده است. شکل فعلی آن در باب مفاعله (غادَرَ / يُغادِرُ) معنای ترک کردن و رها کردن دارد.
تلفظ
این کلمه به صورت ضمّه بر حرف اول، فتحة بر حرف دوم و کسره بر حرف پیش از آخر یعنی «یُغَادِر» تلفظ میشود.
در جدول
در جدولهای کلمات متقاطع، این واژه معمولاً با راهنمای «ترک میکند» یا «رها میکند» به عنوان یک فعل پنج حرفی عربی مطرح میشود.
به انگلیسی
بسته به بافت متن، معادلهای انگلیسی آن افعالی نظیر leave یا depart برای مفهوم ترک کردن مکان، و omit برای مفهوم جا گذاشتن و فروگذار کردن هستند.
به عربی
مترادفهای همزبان این فعل در زبان عربی شامل افعالی مانند یترک (ترک میکند) و یذر (وا میگذارد) است.
به فارسی
برگردان دقیق این فعل مضارع در زبان فارسی «ترک میکند» یا «رها میکند» است. با این حال، جالب است بدانید که در زبان فارسی صفت مشتق شده از این ریشه یعنی «غادر» بیشتر به معنی «خیانتکار، بیوفا و پیمانشکن» به کار رفته است.
در قرآن
این ماده کلاً ۲ بار در قرآن کریم (هر دو بار در سوره کهف) به کار رفته است. آیه ۴۹ سوره کهف: «لَا يُغَادِرُ صَغِيرَةً وَلَا كَبِيرَةً إِلَّا أَحْصَاهَا» (هیچ عمل کوچک و بزرگی را رها نکرده/فروگذار نکرده است). آیه ۴۷ سوره کهف: «وَحَشَرْنَاهُمْ فَلَمْ نُغَادِرْ مِنْهُمْ أَحَدًا» (و آنان را محشور میکنیم، پس هیچکس از ایشان را جا نمیگذاریم).
جمعبندی و توضیح کامل یغادر
واژهٔ «یُغَادِر» یک فعل مضارع عربی از باب مفاعله است که در لغت به معنای «ترک میکند، رها میکند، جا میگذارد و فروگذار میکند» میباشد. این کلمه ریشه در ثلاثی مجرد «غَدَرَ» دارد که مفهوم اولیه آن با رها کردن و دست کشیدن گره خورده است. جالب اینجاست که در زبان فارسی، واژههای همخانوادهٔ آن مثل «غادر» یا «غدار» معنایی منفی پیدا کرده و به مفهوم خیانتکار و پیمانشکن به کار میروند، چرا که فرد خائن در واقع عهد و پیمان خود را ترک کرده است.
این کلمه در ادبیات دینی و قرآن کریم جایگاه ویژهای دارد و دقیقاً دو بار در سوره مبارکه کهف به کار رفته است. در بافت قرآنی، این فعل نشاندهنده ثبت و ضبط دقیق و بیکموکاست اعمال انسانها در کارنامه الهی است، به طوری که هیچ عمل کوچک یا بزرگی را جا نمیگذارد و فروگذار نمیکند. بنابراین، معنای دقیق آن در متون کاملاً وابسته به بافت زبانی و کاربرد آن به عنوان فعل عربی یا مشتقات صفتی فارسی است.