یعنی چه
مجتث در لغت به معنای ریشهکن شده، قلعوقمع شده و از زمین برآمده است. در اصطلاح ادبیات و علم عروض، نام یکی از بحور شعر فارسی و عربی (بحر مجتث) است که از بحر خفیف منشعب شده و در شعر فارسی معمولاً به صورت تغییریافته (مزاحف) بر وزن «مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلاتن» میآید.
تلفظ
این واژه به صورت مُجتَثّ (با ضمه روی میم، فتح روی تاء و تشدید و فتح روی ثاء) تلفظ میشود.
در جدول
در جدولهای کلمات متقاطع، پاسخ واژه «مجتث» با ۴ حرف است که به عنوان معادل از بیخ برکنده شده یا نام یکی از بحور شعری به کار میرود.
به انگلیسی
برای مفاهیم لغوی از واژگان مربوط به کندن از ریشه و برای اصطلاح ادبی از نام خود بحر استفاده میشود.
به عربی
این واژه اصالتاً عربی و اسم مفعول از باب افتعال است و در زبان عربی نیز به همین صورت و با همین کاربردها به کار میرود.
به فارسی
برگردانهای دقیق فارسی این واژه شامل کلماتی چون برکنده، برافکنده، ریشهکنشده و مستأصل است که مفهوم زوال و از بن جدا شدن را میرسانند.
نماد چیست
این کلمه نماد گرافیکی یا طبیعی خاصی ندارد، اما در ادبیات و فرهنگ مکتوب به عنوان تمثیلی از بیریشگی، نابودی، زوال و پابرجا نبودن شناخته میشود.
جمعبندی و توضیح کامل مجتث
واژه «مجتث» یک اصطلاح اصیل عربی است که از ریشه «ج ث ث» و باب افتعال گرفته شده و اسم مفعول آن به معنای ریشهکن شده، از بیخ برکنده و قلعوقمع شده است. این واژه در قرآن کریم نیز به صورت فعل مجهول «اجتثت» برای توصیف درخت ناپاک و بیریشه به کار رفته که نشاندهنده مفهوم عدم پایداری و زوال است.
در حوزه ادبیات و علم عروض، مجتث نام یکی از بحور معروف شعر کلاسیک فارسی و عربی است. این بحر که به دلیل انشعاب یا کنده شدن از بحری دیگر به این نام خوانده میشود، بستر سرایش بسیاری از شاهکارهای شعر فارسی از جمله برخی غزلهای معروف حافظ شیرازی است.