یعنی چه
سقرلاط به نوعی پارچهٔ بسیار مرغوب، نفیس و ضخیم از جنس پشم یا ابریشم گفته میشود که در گذشته بیشتر به رنگ سرخ سیر (سرخ لاکی یا ارغوانی) بافته میشد و از هدایای شاهانه و پوششهای اشرافی به شمار میرفت.
تلفظ
در متون کهن فارسی و عربی به صورت سِقِلّاط (با تشدید لام) و در زبان عامه و شعر به صورت سَقَرلاط تلفظ میشود.
در جدول
در جدولهای متقاطع کلماتی مانند پارچه نفیس فرنگی، پارچه پشمی سرخ و یا لباس اشرافی کهن به این واژه اشاره دارند.
به انگلیسی
جالب اینجاست که واژهٔ Scarlet در زبان انگلیسی خود وامواژهای است که در ریشهشناسی تاریخی از همین واژهٔ سقرلاط/سقلاط مشتق شده است.
به ترکی
در ترکی عثمانی و کهن نیز صورتهای وامگرفتهٔ sıkırlat و sikilat برای این نوع پارچه به کار میرفته است.
به فارسی
در برگردان و معادلسازی فارسی، میتوان آن را با عباراتی چون «پارچه سرخفام»، «پشمینه سرخ» یا به طور مجاز با مفاهیمی چون «دیبا» و «خز» همتراز دانست.
نماد چیست
این واژه در ادبیات کلاسیک و شعر فارسی نمادی از تجمل، شوکت شاهانه، لباسهای گرانقیمت مجلل و همچنین مظهر رنگ سرخ بسیار تند و خونین است.
جمعبندی و توضیح کامل سقرلاط
واژهٔ «سقرلاط» (که به صورتهای سقلاط و سقرلات نیز در متون کهن دیده میشود) یک وامواژهٔ بسیار قدیمی است که از طریق زبان عربی (سِقِلّاط) وارد ادبیات فارسی شده است. ریشهٔ دورتر این کلمه به یونانی بیزانسی و واژه لاتین sigillatus بازمیگردد که به معنای پارچههای نشاندار یا مُهرخورده بوده است. این واژه بعدها مسیر معکوسی را طی کرد و وارد زبانهای اروپایی شد و کلمه معروف Scarlet در انگلیسی امروزه از همین ریشه است.
در فرهنگ لغتهای معتبری مانند دهخدا و معین، سقرلاط به عنوان نوعی پارچهٔ پشمی یا ابریشمی بسیار مرغوب و ضخیم تعریف شده که عمدتاً از بیزانس (روم)، فرنگ یا بغداد وارد میشده است. به دلیل رنگ سرخ لاکی و چشمگیر این پارچه، امروزه این کلمه به طور مجازی به رنگ سرخ روشن مایل به نارنجی نیز اطلاق میشود.
اگرچه این واژه امروزه کاربرد زنده و روزمرهای در زبان فارسی ندارد و یک واژهٔ کاملاً کهن و ادبی محسوب میشود، اما در اشعار شاعران کلاسیک نظیر نظام قاری (در دیوان البسه) به عنوان نمادی از جلال، اشرافیت، لباسهای گرانقیمت شاهانه و زیبایی خیرهکننده به کار رفته است.