یعنی چه
به تماشا نهادن یک تعبیر ادبی و کنایی در زبان فارسی است که به معنای جلوهگر ساختن، آشکار کردن برای دیدن دیگران و قرار دادن یک شیء، اثر یا مفهوم در معرض دید عموم به کار میرود.
تلفظ
تلفظ این عبارت ترکیبی به صورت «بِ تَمـاشـا نَـهـادَن» (be tamāšā nahādan) است.
در جدول
پاسخ دقیق برای طراحان جدول کلمه «به تماشا نهادن» با ۱۲ حرف است. بسته به تعداد حروف، جایگزینهایی مانند «به نمایش گذاشتن» یا «عرضه کردن» نیز کاربرد دارند.
به انگلیسی
در زبان انگلیسی برای رساندن این مفهوم اصطلاحات فعلی متعددی وجود دارد که بسته به بافت متن (هنری، عمومی یا تجاری) انتخاب میشوند.
به ترکی
در زبان ترکی استانبولی فعل sergilemek دقیقترین معادل برای نمایش دادن و عرضه کردن یک اثر به شمار میرود.
به فارسی
مترادفهای اصیل و روان فارسی این عبارت شامل «در معرض دید گذاشتن»، «جلوهگر ساختن»، «نمایش دادن» و «آشکار کردن» است. در مقابل، واژههایی چون «پنهان کردن»، «مستور داشتن» و «نهفتن» متضادهای آن هستند.
نماد چیست
این ترکیب فعلی در متون و اشعار کلاسیک فارسی، راهی برای بیان نمادینِ «تجلی و آشکار شدن حقیقت» یا «نمایان شدن زیبایی پنهان» است و گاه با مفهوم عبرت گرفتن از دیدنیهای جهان همراه میشود.
جمعبندی و توضیح کامل به تماشا نهادن
عبارت ترکیبی و کنایی «به تماشا نهادن» از دو جزء عربی و فارسی تشکیل شده است. واژه «تماشا» در اصل از ریشه عربی تماشی (به معنی با هم راه رفتن و گشتوگذار) گرفته شده که در تطور زبانی فارسی به معنای نگاه کردن و لذت بردن از دیدن تغییر یافته است؛ جزء دوم یعنی «نهادن» نیز ریشه در زبان پهلوی و ایران باستان دارد که در کنار هم مفهوم «برای دیدن قرار دادن» را میسازند.
این اصطلاحِ فصیح و ادبی کاربرد فراوانی در متون کهن و نثرهای فاخر دارد و زمانی به کار میرود که فرد قصد دارد هنر، شیء ارزشمند، یا حتی یک مفهوم و حقیقت پنهان را در برابر دیدگان ناظران و تماشاگران قرار دهد تا مورد ستایش، قضاوت یا عبرت قرار گیرد.