یعنی چه
این واژه در لغت به حیوان یا شتری اطلاق میشود که به دلیل کار طاقتفرسا، بیماری یا تغذیه خاص، کاملاً لاغر، ضعیف و فرسوده شده باشد. همچنین در تاریخ اسلام، این کلمه نام یکی از مدعیان دروغین نبوت در دوران صدر اسلام (طلیحة بن خویلد اسدی) است.
تلفظ
این کلمه در زبان عربی به صورت «طَلِیحَة» (با فتح طاء و کسر لام) تلفظ میشود.
در جدول
در جدولهای متقاطع، این واژه معمولاً به عنوان پاسخی برای طراحانی است که مایلند به «یکی از پیامبران دروغین در جنگهای رده» یا «حیوان فرسوده و لاغر» اشاره کنند.
به انگلیسی
برای نگارش نام خاص آن از Taliha یا Talihah استفاده میشود و برای انتقال معنای لغوی آن کلماتی نظیر weak و exhausted مناسب هستند.
به فارسی
معادلهای دقیق فارسی این واژه بر اساس ریشه لغوی آن شامل دستهای از کلمات مانند خسته، ناتوان، رنجور، فرسوده و نحیف است.
در قرآن
خود واژهٔ «طلیحه» در متن قرآن کریم به کار نرفته است؛ اما ریشه سه حرفی آن یعنی «ط ل ح» یک بار در آیه ۲۹ سوره واقعه به صورت «وَطَلْحٍ مَنْضُودٍ» (به معنی درختان پربرگ و سایهدار بهشتی یا درخت موز) آمده است.
نماد چیست
در فرهنگ و تاریخ اسلامی، به دلیل اقدامات طلیحة بن خویلد اسدی در جریان جنگهای رده، این نام به عنوان نمادی از ادعای دروغین پیامبری، ارتداد و فتنههای مذهبیِ زودگذر شناخته میشود، هرچند که وی بعدها مجدداً اسلام آورد.
جمعبندی و توضیح کامل طلیحة
واژه «طلیحه» یک واژه پنجحرفی با ریشه عربی (ط ل ح) است که در زبان فارسی کاربرد مستقل و رایجی به عنوان اسم عام ندارد. این کلمه در لغتنامههای عربی بر وزن «فعیله» بوده و در وصف چهارپایان به معنی شتر یا حیوانی است که به شدت لاغر، فرسوده و ناتوان شده باشد.
بیشترین شهرت این کلمه در ادبیات و تاریخ اسلام به جنبه تاریخی آن برمیگردد. طلیحه بن خویلد یکی از افراد سرشناس عرب بود که پس از درگذشت پیامبر اسلام (ص)، ادعای نبوت کرد و پیروانی گرد خود آورد، اما در جریان جنگهای رده شکست خورد و بعدها دوباره به اسلام بازگشت. بنابراین، این کلمه نباید با واژه پرکاربرد «طلیعه» (به معنی سرآغاز یا مقدمه لشکر) اشتباه گرفته شود.