یعنی چه
معناشناسی زایشی (Generative Semantics) یک نظریه و برنامه پژوهشی در زبانشناسی نظری دهههای ۱۹۶۰ و ۱۹۷۰ میلادی است. در این دیدگاه، بر خلاف نظریه اولیه نوآم چامسکی که نحو را پایه اصلی میدانست، استدلال میشود که ساختار منطقی و معنایی عمیق، مولد اصلی جملات است و ساختار نحوی بر اساس آن شکل میگیرد. بنیانگذاران اصلی آن جورج لایکاف، جان رابرت راس و جیمز مککالی بودند.
تلفظ
این اصطلاح به صورت [ma'nā-šenāsi-ye zāyeši] تلفظ میشود.
در جدول
در جدولهای کلمات متقاطع، پاسخ این اصطلاح تخصصی زبانشناسی با شمارش حروف مبنا «معناشناسی زایشی» (۱۴ حرف) یا «معناشناسی مولد» (۱۳ حرف) است.
به انگلیسی
اصطلاح بینالمللی و مبدأ این مکتب در زبان انگلیسی Generative Semantics نام دارد.
به فارسی
در متون ترجمه شده و تالیفی زبانشناسی فارسی، علاوه بر ترکیب «معناشناسی زایشی»، از برگردانهای «معناشناسی مولد» و گاهی «معناشناسی تولیدی» استفاده شده است.
در قرآن
این اصطلاح یک مفهوم کاملاً مدرن در زبانشناسی قرن بیستم است و کاربرد مستقیم در متن قرآن ندارد؛ هرچند ابزارهای تحلیل آن در مطالعات زبانشناختی مدرن قرآن به کار میروند.
نماد چیست
این واژه نماد ذهنمحور بودن زبان و جریان تولیدی از «معنا به نحو» است. در فرمولبندیها، نماد فرآیند آن را با پیکانی از ساختار منطقی/معنایی به سمت ساختار روینحوی نشان میدهند.
جمعبندی و توضیح کامل معناشناسی زایشی
معناشناسی زایشی یک جریان فکری و مکتب تاریخی در زبانشناسی مدرن است که در دهههای ۱۹۶۰ و ۱۹۷۰ به عنوان رقیبی برای دیدگاه نحو-محور نوآم چامسکی قد علم کرد. طرفداران این مکتب معتقد بودند که زبان از یک هسته معنایی ژرف زاییده میشود و نحو تنها ابزاری برای نمایش این مفاهیم است.
اگرچه این رویکرد به عنوان یک مکتب مستقل دوام طولانی نداشت، اما بستر بسیار مهمی را برای پیدایش زبانشناسی شناختی و توسعه معناشناسی صوری فراهم کرد و نگاه زبانشناسان را به رابطه میان تفکر، منطق و ساختار زبان تغییر داد.