یعنی چه
پیمان شکستن به معنای عمل نکردن به توافقی است که پیشتر پذیرفته شده است. این اصطلاح برای توصیف نقض قراردادها، زیر پا گذاشتن تعهدات فردی یا اجتماعی و نادیده گرفتن سوگندها به کار میرود و در مقابل وفای به عهد قرار میگیرد.
تلفظ
تلفظ صحیح این عبارت به صورت «پِیمان شِكَستَن» است که از دو واژه مستقل تشکیل شده و با کسره روی حرف «پ» در پیمان و «ش» در شکستن خوانده میشود.
در جدول
در حل جداول کلمات متقاطع، پاسخ مستقیم این عبارت همان پیمان شکستن با ۱۰ حرف است. با این حال با توجه به سوالات طراح، ممکن است از مترادفهای کوتاه یا بلند آن نیز به عنوان پاسخ استفاده شود.
به انگلیسی
در زبان انگلیسی، بسته به این که پیمانشکنی در چه بافتاری رخ داده باشد (مثلاً یک قرارداد رسمی، یک قول شخصی یا یک سوگند مقدس)، از عبارات متفاوتی برای بیان این مفهوم استفاده میشود.
به عربی
در زبان عربی و متون دینی، واژگانی چون «نقض» و «نکث» پرکاربردترین معادلها برای بیان مفهوم پیمانشکنی هستند و بار معنایی منفی بسیار قدرتمندی دارند.
به فارسی
در زبان فارسی معادلها و مترادفهای متعددی برای پیمان شکستن وجود دارد که از رایجترین آنها میتوان به عهدشکنی، خلف وعده و نقض عهد اشاره کرد. در متون کلاسیک و ادبیات کهن نیز واژگانی مانند زنهارخواری و غدر به وفور برای این منظور به کار رفتهاند.
نماد چیست
پیمان شکستن در فرهنگ عمومی نماد بیوفایی و خیانت اخلاقی است که باعث فروپاشی اعتماد در روابط انسانی میشود. در متون مذهبی و قرآنی نیز به زنی تشبیه شده است که ریسمانِ محکم تابیدهشده خود را دوباره باز و رشتهرشته میکند؛ نمادی عینی از تباه کردن تلاشها و از بین بردن پایههای اطمینان.
جمعبندی و توضیح کامل پیمان شکستن
پیمان شکستن یکی از مفاهیم مهم در فرهنگ، ادبیات و اخلاق است که به نقض توافقها و زیر پا گذاشتن تعهدات اشاره دارد. این عمل در تمام فرهنگها و ادیان امری ناپسند و نکوهیده شمرده میشود، زیرا پایه و اساس روابط انسانی و اجتماعی، یعنی اعتماد متقابل را از بین میبرد.
در ادبیات کهن فارسی، شاعرانی چون فردوسی و حافظ بارها فرد پیمانشکن را به دلیل غدار بودن و بیوفایی سرزنش کردهاند. متون دینی نیز پیمانشکنی را موجب خشم الهی دانسته و همواره بر وفای به عهد به عنوان یک فضیلت بزرگ و نشانه ایمان و شرافت انسانی تاکید دارند.