یعنی چه
این واژه دو کاربرد مستقل دارد: در خیاطی به چینهای منظم، موازی و هماندازه روی پارچه یا لباس (مانند دامن پلیسه) گفته میشود؛ در صنایع و ماشینکاری نیز به زواید، لبههای تیز یا برآمدگیهای کوچکی که پس از تراشکاری، ریختهگری یا برش روی قطعه باقی میماند، پلیسه میگویند.
تلفظ
تلفظ صحیح این واژه در زبان فارسی «پَلیسه» با فتحه روی حرف پ، کسره روی لام و سین است.
در جدول
پاسخ متداول پنج حرفی در جدول کلمات، خود واژه «پلیسه» است. از دیگر پاسخهای مرتبط با توجه به طراح جدول میتوان به چین، پیله، براده، زایده و سوفار اشاره کرد.
به انگلیسی
در زبان انگلیسی بسته به زمینه کاربرد، واژگان متفاوتی استفاده میشود؛ در خیاطی اصطلاح Pleat و در بخش فنی اصطلاح Burr رایج است.
به عربی
برای مفهوم چین لباس در عربی از کلماتی چون کسرات استفاده میشود و برای برادهها و زواید صنعتی واژه رایج رایاش به کار میرود.
به ترکی
در ترکی استانبولی برای چینهای منظم لباس از واژه وامگرفته شده مشابه یعنی Pile یا Pilise و برای زواید صنعتی از کلمه Çapak استفاده میکنند.
نماد چیست
واژه پلیسه کاربرد استعاری یا عرفانی تثبیتشدهای در ادبیات کلاسیک ندارد، اما به صورت نمادین در طراحی مدرن نشاندهنده نظم، تکرار هندسی منظم و آراستگی است.
جمعبندی و توضیح کامل پلیسه
واژه «پلیسه» از جمله کلمات وامگرفته از زبان فرانسوی (Plissé به معنی چینخورده) است که وارد زبان فارسی شده و در دو قلمرو کاملاً مجزا و متفاوت به کار میرود. کاربرد نخست و آشناتر آن در صنعت پوشاک و خیاطی است که به چینهای موازی، یکدست و منظم روی پارچه اطلاق میشود و جلوهای خاص به لباسها بهویژه دامنها میبخشد.
کاربرد دوم این واژه در مهندسی مکانیک، تراشکاری و ریختهگری است. در این بخش، پلیسه به برادهها، لبههای تیز ناخواسته و زوایدی گفته میشود که پس از فرآیندهای برش یا سوراخکاری روی قطعات فلزی یا پلاستیکی باقی میمانند و صنعتگران با فرآیندی به نام «پلیسهگیری» آنها را صاف و صیقلی میکنند. با توجه به ریشه فرنگی این کلمه، همخانواده اشتقاقی عربی یا فارسی برای آن وجود ندارد و واژههایی مانند پلیسهدوزی یا پلیسهگیری از مشتقات معاصر آن هستند.