یعنی چه
این عبارت یک ترکیب کنایی اصیل در زبان فارسی است. «رخت» به معنای لباس، جامه و اسباب و لوازم سفر (باروبنه) است و «فکندن» مخفف افکندن به معنی انداختن یا زمین گذاشتن. در مجموع، این اصطلاح به معنای فرود آوردن وسایل سفر و ماندگار شدن در یک مکان برای اقامت و سکونت به کار میرود.
در جدول
در پاسخ به سوالات جدول کلماتی مانند رخت فکندن (۸ حرف)، مقیم شدن، اقامت کردن یا بار انداختن مد نظر است.
به انگلیسی
برای بیان این مفهوم در زبان انگلیسی از عباراتی که نشاندهنده استقرار و سکونت هستند استفاده میشود.
به عربی
عبارت «ألقى رحله» در زبان عربی دقیقاً همان تصویرسازی کنایی رخت فکندن در فارسی را دارد که به معنی زمین گذاشتن وسایل برای ماندن است.
به فارسی
از واژهها و عبارات هممعنی و جایگزین فارسی میتوان به مقیم شدن، استقرار یافتن، مسکن گزیدن، رحل اقامت افکندن و آرام یافتن در یک مکان اشاره کرد.
نماد چیست
در ادبیات فارسی، رخت فکندن نمادی از پایان یافتن دوران آوارگی و سفر، رسیدن به ثبات و سکون، و دلبستگی شدید به یک جایگاه یا کوی معشوق است؛ چنانکه سعدی میفرماید: «پیش تو رخت بیفکندم و دل بنهادم».
جمعبندی و توضیح کامل رخت فکندن
عبارت کنایی و زیبای «رخت فکندن» از ترکیب دو واژه اصیل فارسی تشکیل شده است؛ «رخت» که در پارسی میانه نیز به همین صورت بوده و به معنای جامه و باروبنه سفر است، و «فکندن» که از ریشه پهلوی apakandan به معنی زمین گذاشتن یا گستردن میآید. این اصطلاح در ادبیات مکتوب و کهن ما، تصویری ملموس از مسافرانی را نشان میدهد که پس از طی مسافتی طولانی، بار سفر خود را زمین میگذارند تا در مکانی آرام گیرند.
این واژه از نظر معنایی دقیقاً نقطه مقابل «رخت بربستن» (به معنی کوچ کردن یا رخت سفر بستن) قرار دارد. رخت فکندن در شعر و نثر فارسی فراتر از یک جابجایی فیزیکی ساده، اغلب نشاندهنده یک دگرگونی درونی، رسیدن به آرامش و ثبات، یا تسلیم شدن عاشق در کوی معشوق و پایان دادن به تکاپو و جستجو است.