یعنی چه
صهباء در لغت به معنای مؤنث «أصهب» است که به رنگی میان زرد و سرخ (مانند موی بور یا طلایی مایل به قرمزی) اشاره دارد. در کاربرد رایج ادبی، این واژه به عنوان اسم برای شراب انگوری (باده سرخ مایل به زرد) و مجازاً مطلقِ می و باده به کار میرود.
تلفظ
این واژه در زبان عربی و فارسی به صورت صَهْباء (با فتح صاد و سکون هاء) تلفظ میشود و در پایان آن همزه ممدوده قرار دارد.
در جدول
در جدولهای متقاطع، در پاسخ به راهنمای «شراب سرخ» یا «می انگوری»، کلمه پنجحرفی «صهباء» مد نظر است.
به انگلیسی
بسته به بافتار متن، در معنای ادبی معادل شراب و در معنای توصیف رنگ معادل موی بور یا طلایی-سرخ است.
به عربی
این واژه اصالتاً عربی است و در ادبیات جاهلی و کلاسیک عرب برای توصیف مرغوبترین نوع باده یا رنگهای گرم کاربرد فراوان دارد.
به فارسی
معادلهای دقیق فارسی این واژه شامل باده، می، راح و مل هستند. در ادبیات منظوم فارسی نیز دقیقاً با همین معانی و به عنوان نماد عرفانی استفاده شده است.
در قرآن
واژه «صهباء» در قرآن کریم به کار نرفته است؛ گاهی ممکن است به اشتباه به دلیل شباهت ظاهری با کلماتی نظیر صابئین خلط شود که ریشه و معنای کاملاً متفاوتی دارند.
جمعبندی و توضیح کامل صهباء
واژه صهباء ریشهای کاملاً عربی (از ماده ص-ه-ب) دارد و در اصل برای توصیف رنگی مایل به زرد و سرخ یا همان رنگ طلایی و بور به کار میرفته است. با این حال، بارزترین و رایجترین کاربرد آن در ادبیات، اطلاق آن به شراب انگوریِ خوشرنگ و زلال است که مایل به سرخی و زردی باشد.
این کلمه در ادبیات فارسی و اشعار شاعران بزرگی چون حافظ و خاقانی، راه یافته و از معنای مادی خود فراتر رفته است؛ به طوری که در بافتار شعر عرفانی، صهباء نمادی از عشق ناب الهی، مستی عرفانی، طرب، و روشنایی بخشیدن به دل سالک است. امروزه نیز این واژه به عنوان یک اسم دخترانه زیبا با بار معنایی لطافت و درخشش مورد استفاده قرار میگیرد.