یعنی چه
واژهٔ «پژار» (یا پجار) در فرهنگهای کهن فارسی مانند برهان قاطع و لغتنامه دهخدا به معنی کوه ثبت شده است. از سوی دیگر، این واژه در گویشهای غربی ایران (مانند کردی و لری) به صورت «پژاره» نیز کاربرد دارد که به معنای غم، اندوه، دلتنگی و افسردگی عاطفی است. همچنین در گویش مازندرانی به نوعی تنقلات یا ردیف چوب اشاره دارد.
تلفظ
این واژه در متون کهن به صورت مَفتوح یعنی «پَژار» یا «پَجار» تلفظ میشود. در گویشهای محلی نیز با مصوت زبر (فتحه) در حرف اول خوانده میشود.
در جدول
در جدولهای متقاطع کلمات، واژهٔ پژار به عنوان پاسخ چهار حرفی برای راهنماهایی مثل «کوه»، «غم و اندوه» یا «دلتنگی» کاربرد دارد.
به انگلیسی
بر اساس دو معنای متفاوت این واژه، در حالت کلاسیک معادل Mountain و در کاربرد گویشی و عاطفی معادل واژگانی چون Sadness، Sorrow یا Grief قرار میگیرد.
به فارسی
برابرهای فارسی معیار این واژه با توجه به زمینهٔ متن، شامل «کوه» (در متون کهن) و واژههای «غم»، «اندوه»، «دلتنگی» و «افسردگی» (در کاربردهای بومی و محلی) است.
نماد چیست
این واژه به طور رسمی در ادبیات کلاسیک نمادپردازی نشده است؛ اما با توجه به معنای کهن آن (کوه) میتواند استعارهای از استواری باشد. در ادبیات شفاهی و اشعار محلی کردی و لری نیز بار عاطفی قوی داشته و نماد دلتنگی عمیق عاشقانه، غم غربت و دوری است.
جمعبندی و توضیح کامل پژار
واژهٔ «پژار» از جمله کلماتی است که دو سرگذشت متفاوت را در زبان و گویشهای ایرانی تجربه کرده است. در متون و فرهنگهای کهن و رسمی فارسی مانند دهخدا، این واژه (که گاه به صورت پجار نیز ضبط شده) اصالتاً به معنای «کوه» و زمینهای مرتفع است و ریشه در واژگان کهن پهلوی دارد.
از سوی دیگر، این واژه در فرهنگ عامه و گویشهای غربی و بومی ایران نظیر کردی، لری و لکی با بسامدی بالا به معنی غم، اندوه، دلتنگی و پریشانی خاطر به کار میرود. این تنوع معنایی نشاندهنده غنای واژگانی و سیر دگرگونی کلمات در جغرافیاهای مختلف ایران است.