معنی
واژهٔ «فَقَدَرَ» یا «فَقَدَّرَ» از پیشوند عطف «فَـ» (به معنی پس/سپس) و فعل «قَدَرَ/قَدَّرَ» تشکیل شده است. این کلمه به معنای سنجش، تعیین سرنوشت، اندازهگیری یک چیز و یا توانایی یافتن بر امری است.
یعنی چه
در عبارات لغوی و قرآنی، این اصطلاح زمانی به کار میرود که پس از مرتبهای از آفرینش یا تفکر، نظم و اندازهای دقیق برای آن پدیده مشخص و حتمی میشود.
تلفظ
تلفظ این واژه بر اساس نقش دستوری آن در جمله مشخص میشود. در حالت ثلاثی مجرد به صورت فَقَدَرَ و در حالت ثلاثی مزید (باب تفعیل) با تشدید روی حرف دال به صورت فَقَدَّرَ خوانده میشود.
در جدول
در طراحهای جدول کلمات متقاطع، اگر پرسش مربوط به فعل عربی «پس اندازه گرفت» با ۴ حرف باشد، پاسخ دقیق آن خودِ کلمهٔ «فقدر» است.
به انگلیسی
با توجه به بافتار متن و معنای فعل، معادلهای انگلیسی آن به اراده، سنجش یا تقدیر الهی اشاره دارند.
به فارسی
برگردان مستقیم و دقیق این عبارت عربی به زبان فارسی، با استفاده از حرف عطف «پس» همراه با افعالی چون سنجیدن، مقدر کردن و اندازه گرفتن انجام میشود.
در قرآن
این واژه به طور مستقل یک نام قرآنی نیست بلکه ساختاری فعلی است؛ مانند آیه ۲ سوره فرقان: «وَخَلَقَ كُلَّ شَيْءٍ فَقَدَّرَهُ تَقْدِيرًا» (و هر چیزی را آفرید و سپس برای آن اندازهای دقیق مشخص کرد) و آیه ۱۹ سوره مدثر: «فَقُتِلَ كَيْفَ قَدَّرَ».
نماد چیست
در دیدگاههای کلامی و ادبی، ریشهٔ این کلمه نمادی از هندسهٔ پنهان خلقت، وجود حکمت در سرنوشت و نفی بینظمی و رهاشدگی در عالم هستی به شمار میرود.
جمعبندی و توضیح کامل فقدر
واژهٔ «فقدر» در زبان فارسی معیار یک لغت مستقل، رایج یا مصطلح نیست؛ بلکه یک صیغهٔ فعلی عربی است که از ترکیب حرف عطف «فَـ» (به معنی پس) و فعل ماضی «قَدَرَ/قَدَّرَ» ساخته شده است. این اصطلاح به طور کلی در فرهنگهای لغت عامه به عنوان یک مدخل جداگانه ثبت نمیشود و حضور آن در متون فارسی معمولاً به دلیل تضمین یا نقلقول از آیات قرآن و عبارات دینی است.
از نظر ریشهشناسی، این کلمه به ریشهٔ سه حرفی (ق د ر) بازمیگردد که مفاهیمی چون قدرت، اندازهگیری، سرنوشت و تعیین حدود را در خود دارد. بنابراین، هنگامی که در متون با آن مواجه میشویم، باید آن را یک عبارت ترکیبی عربی دانست که معنای آن «پس مقدر کرد» یا «پس سنجید» است و نباید آن را با واژههای اصیل فارسی اشتباه گرفت.