یعنی چه
قراض (که امروزه بیشتر به صورت قراضه به کار میرود) در اصطلاح عامیانه به هر چیز فرسوده، مندرس و از کار افتاده مانند خودروی اسقاطی اشاره دارد. در لغت کنایه از تهمانده، خردهریز و اشیای بیارزش است.
ریشه
این کلمه از ریشه ثلاثی مجرد «قَرَضَ» وارد زبان فارسی شده است. در عربی به مفاهیمی چون بریدن با مقراض (قیچی) و همچنین مباحث مالی و مضاربه اشاره دارد و در فارسی تغییر معنایی یافته است.
جمله سازی
تلفظ
در کاربرد فارسی امروز معمولاً به صورت قُراض یا قُراضه (با ضمه قاف) تلفظ میشود. در متون کهن و فقهی عربی به صورت قِراض (با کسره قاف) نیز خوانده شده است.
در جدول
در جدولهای متقاطع، در پاسخ به راهنماهایی همچون «آهن کهنه»، «وسایل فرسوده»، «پارهآهن» یا «مضاربه»، کلمه ۴ حرفی «قراض» یا ۵ حرفی «قراضه» مد نظر است.
به انگلیسی
برای اشاره به اشیا و خودروهای فرسوده از واژههای Junk و Worn-out استفاده میشود، در حالی که برای ضایعات صنعتی و فلزی اصطلاح Scrap کاربرد دارد.
به فارسی
معادلهای اصیل و رایج این واژه در زبان فارسی شامل واژههایی چون اسقاط، فرسوده، داغان، مندرس و خردهریز است که همگی بار معنایی ازکارافتادگی را دلالت میکنند.
نماد چیست
این کلمه نماد اسطورهای یا فرهنگی خاصی ندارد، اما در ادبیات و گفتگوهای روزمره به عنوان استعارهای برای تحقیر، توصیف اشیای بیارزش، یا نشان دادن وضعیت جسمانی و روحی ضعیف و فرسوده انسان به کار میرود.
جمعبندی و توضیح کامل قراض
واژه «قراض» یا شکل رایجتر آن «قراضه»، ریشه در زبان عربی دارد و از مصدر بریدن و قطع کردن میآید. در گذشته این کلمه به تکههای ریز و جدا شده طلا، سیم یا آهن که توسط قیچی (مقراض) بریده میشد، اطلاق میگردید؛ همچنین در متون فقهی و حقوقی کهن به معنای مضاربه و نوعی دادوستد مالی به کار میرفته است.
در سیر تحول زبان فارسی، معنای این واژه تغییر یافته و امروزه به عنوان صفت برای توصیف اشیا، ابزارها و به ویژه خودروهای بسیار کهنه، فرسوده، از کار افتاده و اسقاطی به کار میرود. این کلمه در مکالمات عامیانه بار معنایی منفی یا تحقیرآمیز دارد و نشاندهنده بیارزش بودن یا رو به زوال بودن یک شیء است.
در بازار صنعتی و مبادلات اقتصادی مدرن نیز، آهن قراضه یا ضایعات فلزی به عنوان یک ماده اولیه مهم برای بازیافت شناخته میشود. بنابراین، قراضه در عین فرسودگی، در چرخه صنعت ارزش اقتصادی خود را حفظ میکند.