یعنی چه
در اصطلاح دینی و اخلاقی، به فردی گفته میشود که اگرچه به خدا و مبانی دینی اعتقاد دارد، اما در مقام عمل، استقامت، شجاعت اخلاقی یا توانمندیهای مادی و معنوی دچار سستی و ناتوانی است. این فرد معمولاً در انجام وظایف اجتماعی و دینی مانند امر به معروف و نهی از منکر منفعل عمل میکند.
تلفظ
این ترکیب از دو واژهٔ «مُؤْمِن» (بر وزن مُفْعِل) و «ضَعِیف» (بر وزن فَعِیل) ساخته شده و به صورت موصوف و صفت قرائت میشود.
در جدول
پاسخ متداول برای این مفهوم در جدول کلمات متقاطع، خودِ ترکیب «مومن ضعیف» است که بدون احتساب فاصله ۸ حرف دارد. همچنین واژههایی مانند «سست اراده» یا «ناتوان» نیز ممکن است مدنظر باشند.
به انگلیسی
در متون الهیات و ترجمههای انگلیسی اسلامی، برای اشاره به فردی که ایمان یا ارادهٔ مذهبی ضعیفی دارد از این عبارات استفاده میشود.
به عربی
این ترکیب عیناً با همین ساختار وصفی در احادیث و روایات اسلامی فریقین (شیعه و سنی) به کار رفته است.
در قرآن
خودِ ترکیبِ دقیق و پیاپیِ «مؤمن ضعیف» در متن قرآن کریم نیامده است؛ اما مفاهیمی مانند تفاوت در درجات ایمان و سستی برخی مؤمنان در جهاد یا وظایف اجتماعی در آیاتی مانند آیه ۷۱ سوره توبه مطرح شده است. کاربرد اصلی این عبارت در احادیث نبوی است.
جمعبندی و توضیح کامل مومن ضعیف
عبارت «مؤمن ضعیف» یک ترکیب توصیفی دینی و اخلاقی است که در روایات اسلامی اهمیت ویژهای دارد. طبق احادیث صریح صادر شده از پیامبر اکرم (ص)، مؤمن ضعیف کسی نیست که لزوماً از نظر جسمانی ناتوان باشد، بلکه کسی است که در برابر زشتیها و کجیهای جامعه سکوت میکند و از انجام وظیفهٔ مهمِ امر به معروف و نهی از منکر سر باز میزند؛ به طوری که در روایات از او به عنوان کسی که «دین ندارد» یا «مورد خشم الهی است» یاد شده است.
این مفهوم معمولاً در بستر اخلاق اسلامی در مقابل «مؤمن قوی» قرار میگیرد. مؤمن قوی نماد ایمان فعال، پویا و اثرگذار در جامعه است، در حالی که مؤمن ضعیف نماد انفعال، بیتفاوتی اجتماعی و سکوت مصلحتآمیز در برابر منکرات به شمار میرود. بنابراین، ضعف در اینجا بیشتر متوجه اراده، شجاعت اخلاقی و پایبندی عملی به لوازم ایمان است، نه اصلِ اعتقاد قلبی فرد.