یعنی چه
واژه قشع در اصل به معنای متفرق کردن، زدودن و کنار زدن چیزی است که مانع دید یا آرامش شده باشد؛ مانند باد که ابرهای تیره را از آسمان پراکنده میکند یا عاملی که باعث از بین رفتن غم و اندوه میشود.
تلفظ
این کلمه به صورت فتح قاف و سکون شین و عین (قَشْع) تلفظ میشود.
در جدول
در جدولهای متقاطع کلمه سه حرفی قشع به عنوان پاسخ برای راهنماهایی مثل «پراکنده کردن ابر» یا «زدودن اندوه» کاربرد دارد.
به انگلیسی
در زبان انگلیسی بسته به موقعیت متن، عباراتی که مفهوم پراکندگی، برطرف شدن ابهام یا صاف شدن آسمان را برسانند به عنوان معادل به کار میروند.
به فارسی
معادلهای دقیق فارسی این واژه شامل عباراتی چون از میان بردن، دور کردن تیرگی، متفرق ساختن و زایل کردن است.
نماد چیست
در متون ادبی و عرفانی، این واژه و مشتقات آن نمادی از متفرق شدن ابرهای تیره غم، کنار رفتن پردههای جهل و آشکار شدن خورشید حقیقت و روشنایی پس از یک دوره سختی هستند.
جمعبندی و توضیح کامل قشع
واژه «قشع» یک ریشه سهحرفی عربی دارد که به عنوان وامواژه به ادبیات مکتوب و کهن فارسی راه یافته است. معنای هستهای و اصلی این واژه بر محور پراکنده کردن، دور کردن و کنار زدن ابرها یا مه متمرکز است که به مجاز در مورد برطرف شدن غم، غصه و دگرگونی احوال ناخوشایند نیز به کار میرود.
این واژه در زبان فارسی امروز به صورت مستقل در گفتوگوهای روزمره کاربردی ندارد، اما مشتقات معروف آن مانند «انقشاع» (به معنی برافتادن و پراکنده شدن ابر یا اندوه) کماکان در متون رسمی، ادبی و دیوانهای شعر قدیمی دیده میشوند. در مسابقات جدول نیز به دلیل ساختار سه حرفی و معنای خاص خود، کاربرد زیادی دارد.
از نظر ساختاری، متضاد این واژه مفاهیمی چون تجمع، تراکم و تکاثف است که به معنی گرد آمدن و غلیظ شدن ابرها یا اندوهها به کار میروند. این کلمه به طور مستقیم در متن قرآن نیامده است، هرچند همخانوادههای دورتری از آن در زبان عربی وجود دارند.