معنی
واژه «مجر» در ریشههای مختلف عربی به معانی گوناگونی آمده است؛ از جمله به عنوان اسم مکان به معنی جای کشیده شدن، مسیر و ردّ حرکت چیزی، و همچنین در معنای لشکر انبوه یا سنگینی شکم باردار گوسفند و شتر (جنین حیوانات) به کار رفته است.
یعنی چه
این واژه بسته به ساختار صرفیاش به معنای اثر و خط حرکت، پر شدن افراطی از آب یا شیر، یا بارِ شکمِ حیوانات اهلی تعبیر میشود و در زبان فارسی معیار بیشتر کاربرد لغوی و متون کهن دارد.
متضاد
با توجه به معانی مختلف مجر (مسیر، کثرت، امتلاء)، واژههایی مانند بیاثری، توقف، کمی و گرسنگی به عنوان متضادهای لغوی آن شناخته میشوند.
ریشه
این کلمه ریشه واحد قطعی ندارد؛ در تحلیلهای لغوی غالباً به ریشه «ج ر ر» (به معنی کشیدن و امتداد) منسوب است و در برخی بابها نیز به عنوان ریشه مجرد «م ج ر» بررسی شده است.
در جدول
در جدولهای متقاطع کلمه «مجر» دقیقاً ۳ حرف دارد و پاسخ طراحان جدول معمولاً بر اساس معانی «رد پا»، «مسیر» یا «جنین حیوان» استخراج میشود.
به انگلیسی
برابرهای انگلیسی واژه مجر با توجه به بستر معنایی آن تغییر میکنند و شامل واژگان مربوط به نشانه، مسیر، جنین یا اشباع هستند.
به فارسی
معادلهای دقیق فارسی این واژه شامل عباراتی چون «جای کشیده شدن»، «رد»، «راه»، «سپاه بزرگ» و «بچه در شکم گوسفند یا شتر» است.
نماد چیست
در تحلیلهای مفاهیم ادبی، مجر در معنای مسیر نماد «نشانه و اثرگذاری»، در معنای امتلاء نماد «افراط و اشباع»، و در معنای لشکر عظیم نماد «کثرت و قدرت جمعی» به شمار میرود.
جمعبندی و توضیح کامل مجر
واژه «مجر» یک لغت اصیل فارسی نیست، بلکه واژهای وارداتی از زبان عربی است که به دلیل داشتن ریشهها و ساختارهای صرفی متعدد، معانی گوناگونی را در لغتنامههای کهن (مانند دهخدا) به خود اختصاص داده است. این کلمه میتواند به مسیر و جای حرکت، لشکر انبوه، پر شدن شکم و یا حتی جنین در شکم دام اشاره داشته باشد.
در فارسی معیار امروز، این کلمه کاربرد عامیانه یا روزمره ندارد و بیشتر در ادبیات کلاسیک، متون لغوی قدیمی و به عنوان یک واژه چالشی در جدولهای کلمات متقاطع دیده میشود. همچنین نباید آن را با قومیت یا کشور مجارستان (Magyar) که در فارسی «مجار» تلفظ میشود، اشتباه گرفت.