یعنی چه
واژهٔ «خردپیر» (یا پیرِ خرد) در زبان و متون کهن فارسی به معنای فردی فرزانه، عقل کل و دانای کامل است؛ یعنی کسی که به واسطهٔ سن و سال و تجربههای فراوان زندگی، به بالاترین مرتبه از اندیشه، عقل و حکمت دست یافته است.
تخمین تلفظ
تلفظ این واژه از ترکیب دو بخش «خِرَد» (با فتح خ و را) و «پیر» (با یاء کشیده) به صورت سههجایی و سرهم خوانده میشود.
در جدول
پاسخ دقیق و مستقیم برای طراحان جدول واژهٔ ۶ حرفی «خردپیر» یا جابهجایی آن به صورت «پیرخرد» است. همچنین کلماتی نظیر حکیم و فرزانه نیز به عنوان پاسخهای جایگزین کاربرد دارند.
به انگلیسی
در زبان انگلیسی برای رساندن مفهوم پیرِ فرزانه و صاحبخرد از واژگان متعددی استفاده میشود که دقیقترین آنها کلمه Sage یا ترکیب Wise old man است.
به فارسی
معادلهای اصیل و جایگزین این واژه در زبان فارسی شامل عباراتی چون پیرِ فرزانه، دانای کامل، انسان راستین، مرشد دانا، جهاندیده و عاقلِ کامل هستند.
نماد چیست
این عبارت در ادبیات عرفانی و فرهنگ ایرانی نماد و مظهر «انسان کامل» و «پیر طریقت» است؛ کسی که ترکیبِ همزمانِ عقل، عاطفه، سالها تجربه و کمال معنوی را در خود جای داده و راهنمای دیگران است.
جمعبندی و توضیح کامل خردپیر
واژهٔ «خردپیر» که در متون کهن و ادبیات کلاسیک بیشتر به صورت ترکیب صفت و موصوفیِ «پیرِ خرد» یا «خردمند پیر» به کار رفته، تجسم عینی عقلانیتِ برآمده از تجربه است. این کلمه نشاندهنده مقامی است که در آن فرد نه تنها دارای هوش و دانش، بلکه صاحب سن، متانت و پختگی رفتاری است و میتواند به عنوان مرشد و راهنما در جامعه عمل کند.
در فرهنگهای معتبر لغت نظیر دهخدا و معین، ترکیب سرهمِ آن به عنوان مدخل مستقل کمتر دیده میشود، اما اجزای سازنده آن یعنی «خرد» (ریشه باستانی xratu به معنی اندیشه) و «پیر» (به معنی کهنسال و مرشد) اصالت کاملاً ایرانی و پهلوی واژه را تایید میکنند. در عرفان و اسطورهشناسی ایرانی، این مفهوم یادآور شخصیتهایی چون پیر مغان یا زال فرزانه است.
در نهایت، این عبارت در مسابقات و جداول کلمات متقاطع به عنوان یک واژه شش حرفی با مفهوم دانای فرزانه و عقل کل شناخته میشود که ریشههای عمیقی در نگاه خردورزانه ادبیات فارسی دارد.