معنی
واژه اظهر در زبان فارسی به دو صورت کاربرد دارد؛ نخست به عنوان صفت تفضیلی به معنای آشکارتر و واضحتر، و دوم به عنوان فعل (از باب افعال در عربی) به معنای آشکار کرد، نشان داد و نمایان ساخت.
یعنی چه
اظهر زمانی به کار میرود که یک امر به قدری واضح، مبرهن و عیان باشد که برای اثبات آن نیازی به آوردن دلیل و برهان اضافه نباشد؛ کنایه از حقیقتی که کاملاً مشخص و عاری از هرگونه ابهام است.
مترادف
این کلمات در متون ادبی و علمی میتوانند به عنوان جایگزینهای دقیق اظهر استفاده شوند.
متضاد
این واژگان مفاهیمی کاملاً مغایر با آشکارگی و وضوح اظهر را رسانده و به پوشیدگی اشاره دارند.
ریشه
این کلمه ریشه در زبان عربی دارد و از مشتقات ریشه (ظ ه ر) است که معنای اصلی آن به پشت، ظهور، آشکار شدن و نمایان بودن بازمیگردد.
تلفظ
این واژه با فتحة روی همزه و سکون روی ظاء تلفظ میشود.
به عربی
در زبان عربی این واژه بسته به حرکتگذاری میتواند نقش صفت تفضیلی یا فعل ماضی داشته باشد.
جمعبندی و توضیح کامل اظهر
واژه «اظهر» یکی از کلمات پرکاربرد و اصیل عربی است که وارد زبان و ادبیات فارسی شده است. این واژه اساساً بر مفهوم آشکارگی مطلق و هویدا بودن دلالت دارد. هنگامی که این واژه در قالب صفت تفضیلی به کار میرود، نشاندهنده موضوعی است که در بالاترین درجات وضوح قرار دارد و هیچ شک و تردیدی در آن راه ندارد.
معروفترین و رایجترین اصطلاحی که این واژه در آن خودنمایی میکند، عبارت «اظهر من الشمس» به معنای «آشکارتر از خورشید» است. این تعبیر کنایی زیبا در زبان فارسی برای توصیف حقایق بدیهی، مبرهن و بی نیاز از اثبات به کار میرود؛ همانطور که وجود خورشید در روز نیازی به دلیل و برهان ندارد.
علاوه بر این، اظهر در متون کهن و قرآنی در قالب فعل نیز به چشم میخورد که معنای غلبه دادن، نمایان ساختن و پردهبرداری از یک امر پنهان را منتقل میکند. شناخت این واژه و همخانوادههای آن مانند ظهور، مظهر و تظاهر به درک بهتر متون ادبی و عبارات فلسفی کمک شایانی میکند.