یعنی چه
«سلطان مغولی» یک ترکیب وصفی تاریخی است و به پادشاه، فرمانروا یا امپراتوری اشاره دارد که از قوم یا تبار مغول برخاسته بود. این اصطلاح بهویژه برای آن دسته از حاکمان مغول (مانند غازانخان در دوره ایلخانان یا حکام امپراتوری مغول هند) به کار میرود که پس از پذیرش دین اسلام، عنوان مذهبی و سیاسی «سلطان» را که به معنی قدرت و فرمانروایی است، برای خود برگزیدند.
تلفظ
این عبارت ترکیبی با کسرهٔ اضافه به صورت [soltān-e moḡoli] تلفظ میشود.
در جدول
پاسخ دقیق این عبارت در جدول خودِ «سلطان مغولی» با ۱۰ حرف است. کلماتی مانند ایلخان، خاقان و خان نیز به عنوان کلمات مشابه کاربرد دارند.
به انگلیسی
در زبان انگلیسی با توجه به بافت تاریخی از ترکیب کلمات فوق استفاده میشود.
به فارسی
معادلهای روان این ترکیب در زبان فارسی شامل پادشاه مغول، ایلخان، خاقان مغول و پادشاه تاتار است.
نماد چیست
این اصطلاح در فرهنگ و تاریخ ایران نمادی دوگانه دارد؛ از یک سو بیانگر دگرگونی عمیق فرهنگی و مذهبی است که در آن مهاجمان ویرانگر به حامیان هنر و معماری اسلامی تبدیل شدند، و از سوی دیگر در ادبیات حماسی نمادی از قدرت جنگاوری خشن و سلطه استبدادی به شمار میرود.
جمعبندی و توضیح کامل سلطان مغولی
عبارت «سلطان مغولی» یک واژه واحد مستقل در لغتنامههای کهن نیست، بلکه یک ترکیب وصفی و عنوانی تاریخی در جهان اسلام و دولتهای ترکـمغول است. این اصطلاح برای توصیف پادشاهانی به کار میرود که با وجود اصالت و تبار مغولی، پس از پذیرش اسلام القاب رسمی اسلامی همچون «سلطان» (به معنی قدرت و فرمانروایی) را برای خود انتخاب کردند؛ نمونههای بارز آن را میتوان در اواخر دوره ایلخانان ایران و یا سلسله گورکانیان هند (مغولان کبیر) مشاهده کرد.
از نظر ریشهشناسی، این عبارت از دو بخش با ریشههای متفاوت تشکیل شده است؛ واژه «سلطان» ریشهای عربی دارد که در قرآن نیز به معنی برهان، حجت و اقتدار به کار رفته است، در حالی که «مغولی» به ریشه زبان مغولی میانه بازمیگردد. این ترکیب در بازیهای جدول کلماتی دقیقاً ۱۰ حرف دارد و معادل کلماتی چون خاقان و ایلخان محسوب میشود.