یعنی چه
الممتنع در لغت به معنای کسی یا چیزی است که بازایستاده، سرپیچیکننده یا دستنیافتنی است. در اصطلاح منطق و فلسفه به هر امر محال و ناممکنی که ذاتاً قابلیت تحقق در جهان خارج را نداشته باشد (مانند اجتماع نقیضین) ممتنع میگویند. همچنین در اصطلاحات حقوقی و فقهی، به فردی اطلاق میشود که از ادا کردن حق دیگران یا انجام تکالیف قانونی خود سر باز میزند و استنکاف میکند.
تلفظ
این کلمه بر وزن اسم فاعل از باب افتعال (مُفْتَعِل) تلفظ میشود؛ به صورت مُمْتَنِع.
در جدول
در کلمات متقاطع، در پاسخ به کلماتی چون غیرممکن، ناممکن، محال یا مستنکف، واژهٔ ۷ حرفی الممتنع به کار میرود.
به انگلیسی
بسته به سیاق متن، در متون علمی و فلسفی از واژه Impossible یا Infeasible و در متون حقوقی و رفتاری از واژگانی چون Refusing یا Recalcitrant استفاده میشود.
به فارسی
برابرهای دقیق فارسی این کلمه در حوزههای مختلف شامل «ناممکن»، «ناشدنی»، «محال»، «سرپیچیکننده» و «خودداریکننده» است.
نماد چیست
در سنت فلسفه اسلامی، الممتنع (یا ممتنعالوجود) نماد عدم محض و محال عقلی است که فرض وجودش سبب تناقض میشود. از سوی دیگر، در کاربردهای نوین و پارلمانی، این کلمه نماد بیطرفی، سکوت یا دادن رای سفید در تصمیمگیریهاست.
جمعبندی و توضیح کامل الممتنع
واژه عربی «الممتنع» اسم فاعل از ریشه ثلاثی مجرد «م-ن-ع» (منع) است که در زبان فارسی کاربردهای تخصصی گوناگونی پیدا کرده است. این کلمه در لغت به معنای بازدارنده و خودداریکننده است، اما هنگامی که در متون فلسفی و منطقی به کار میرود، اشاره به امر محال و ناممکنی دارد که وقوع آن در جهان واقعیت کاملاً غیرقابلتصور است.
در حوزههای فقهی و حقوقی، این اصطلاح بار معنایی رفتاری به خود میگیرد و به فرد مستنکف یا متمردی گفته میشود که از انجام وظایف قانونیاش امتناع میکند؛ همانطور که در قاعده معروف «الحاکم ولی الممتنع» به این نقش اشاره شده است. علاوه بر این، در اصطلاحات نوین سیاسی و جلسات رسمی، اصطلاح «رای ممتنع» نشاندهنده موضع بیطرفی و عدم تمایل به پاسخ مثبت یا منفی است.
همچنین در تاریخ ادبیات و علوم قرآنی، ترکیب ممتنع در اصطلاح «سهل و ممتنع» برای توصیف آثاری به کار میرود که در ظاهر بسیار ساده و روان به نظر میرسند، اما خلق اثری مشابه آنها برای دیگران فوقالعاده دشوار و نزدیک به محال است.