یعنی چه
واژهٔ پینهدار به هر چیزی که دارای پینه باشد اشاره دارد. این اصطلاح معمولاً در دو معنای اصلی به کار میرود: نخست برای پوست بخشهایی از بدن (مانند دست یا پا) که در اثر کار سنگین، مالش یا فشار مداوم، ضخیم و سخت شده است؛ دوم برای پوشاک، کفش یا وسایلی که پارگی آنها با دوختن تکهای دیگر (وصله) جبران و ترمیم شده است.
تلفظ
این واژه از دو بخش «پینه» (با کسرهٔ پایانی در تلفظ روان) و پسوند دارندگی «-دار» تشکیل شده است و به صورت [pīne-dār] خوانده میشود.
در جدول
در پاسخ به سوالات جدول کلماتی مانند دارای کبره، کبرهبسته یا لباس دارای تکهدوزی مد نظر است و پاسخ اصلی آن ۷ حرف دارد.
به انگلیسی
برای توصیف پوست دست یا پایی که بر اثر کار زیاد ضخیم شده از واژه Calloused یا Callous استفاده میشود و برای اشیا و لباسهای تکهدوزی شده واژه Patched به کار میرود.
به فارسی
در زبان فارسی واژههای هممعنی و جایگزین برای این کلمه بسته به متن شامل پینهبسته و کبرهبسته (برای پوست) و وصلهدار یا رقعهدار (برای جامه و کفش) است. متضاد آن نیز صاف و لطیف یا نو و بیوصله میباشد.
نماد چیست
در فرهنگ عامه و ادبیات فارسی، «دستهای پینهدار» عالیترین نماد کارگری، تلاش سخت، کسب روزی حلال و رنج شرافتمندانه است. در مقابل، پیشانی پینهدار در ادبیات گاه به عنوان نماد کثرت سجود و زهد و گاه در تمثیلهای عرفانی به طنز نشانهٔ قشریگری آمده است. در کاربرد مجازی نیز «دل پینهدار» به معنای دلی سخت و عادتکرده به رنج به کار میرود.
جمعبندی و توضیح کامل پینه دار
واژهٔ «پینهدار» یک صفت ترکیبی اصیل فارسی است که از ترکیب اسم «پینه» و پسوند «-دار» ساخته شده است. این کلمه در وهلهٔ اول تداعیکنندهٔ پوست سخت و ضخیمشدهٔ دست و پای افرادی است که به کارهای سخت بدنی مشغول هستند و در وهلهٔ دوم به جامه یا کفشی اشاره دارد که بارها ترمیم و وصله شده است.
در فرهنگ و ادبیات ایرانی، این واژه بار معنایی عمیقی دارد و دستهای پینهدار همواره مورد احترام و نماد پاکدستی، زحمتکشی و شرافت بودهاند. این کلمه ریشه در متون کهن دارد و همواره برای توصیف سختکوشی یا قناعت به کار رفته است.