یعنی چه
دریوزگی در لغت به معنای گدایی کردن، تکدی و دست نیاز دراز کردن به سوی دیگران است. این واژه وضعیتی را توصیف میکند که در آن شخص برای تامین مایحتاج خود یا کسب مال، با التماس و التجا از دیگران درخواست کمک میکند. این واژه معمولاً با کاهش عزت نفس و پذیرش ذلت همراه است و در متون کلاسیک به عنوان رفتاری ناپسند در تقابل با مناعت طبع یاد شده است.
تلفظ
این کلمه به صورت دَریوزِگی تلفظ میشود. واژه پایه آن «دریوزه» است که پسوند اسمساز «ـگی» به آن ملحق شده است.
در جدول
در حل جدولهای متقاطع، واژه دریوزگی به عنوان معادل دقیق برای طراحانی که سوالاتی با موضوع گدایی، تکدیگری یا سؤال مکرر مطرح میکنند، کاربرد دارد و طول آن دقیقاً ۷ حرف است.
به انگلیسی
در زبان انگلیسی واژگان متعددی برای رساندن این مفهوم وجود دارد؛ واژه Begging به عمل گدایی، Mendicancy به پیشه تکدیگری و Beggary به وضعیت فقر شدید توام با گدایی اشاره دارد.
به فارسی
واژه دریوزگی یک کلمه اصیل فارسی (پارسی) است که از ترکیب «در» (به معنی درِ خانه) و «یوز» (از بن مضارع یوزیدن به معنی جستجو کردن) ساخته شده و اصطلاحاً به معنای «در به در گشتن و جستجو درِ خانهها برای یافتن چیزی» است. معادلهای هممعنی فارسی آن شامل گدایی، تکدی، کدیه و سؤال مکرر است. متضادهای مفهومی آن نیز استغنا، بینیازی، تعفف و کرم میباشند.
نماد چیست
در ادبیات فارسی و فرهنگ عامه، دریوزگی نماد بارز ذلت، از دست رفتن مناعت طبع و سقوط عزت نفس انسان است. کاسه یا کشکول گدایی مظهر عینی این مفهوم به شمار میرود. با این حال، در ادبیات عرفانی گاهی این واژه تغییر ماهیت داده و «دریوزگی از درگاه حق» به عنوان نمادی از نیازمندی مطلق مخلوق به خالق و فقر ذاتی انسان در برابر خداوند متعال به کار رفته است.
جمعبندی و توضیح کامل دریوزگی
واژه «دریوزگی» یکی از کلمات اصیل و کهن زبان فارسی است که ساختار واژگانی آن به زیباییِ معنای اولیه آن اشاره دارد؛ یعنی گشتن درِ خانهها برای طلب کمک. این واژه در طول تاریخ تطور زبان، به عنوان مترادف مستقیمی برای گدایی و تکدیگری به کار رفته و بار معنایی منفیِ همراه با ذلت و افتخارزدایی از نفس را با خود حمل کرده است.
از منظر مذهبی و قرآنی، گرچه خود کلمه به دلیل فارسی بودن در متن قرآن نیامده، اما مفاهیم معادل آن مانند تکدیگری با اصرار مورد نقد قرار گرفته و در مقابل، حفظ آبرو و تعفف ستوده شده است. در نهایت، این واژه چه در ادبیات عامه به عنوان مظهر فقر و بینوایی و چه در ادبیات عرفانی به عنوان نماد اشتیاق و نیاز همیشگی بنده به پروردگار، جایگاهی برجسته در فرهنگ زبانی ما دارد.