معنی
نطق در اصطلاح فلسفی، صرفاً به معنای سخن گفتن زبانی نیست؛ بلکه به قوه عقلانی، تفکر و توانایی درک کلیات اشاره دارد که مایه تمایز انسان از سایر جانداران است.
یعنی چه
وقتی در فلسفه انسان را «حیوان ناطق» مینامند، یعنی جانداری که تفکر میکند، ساختار ذهنی دارد و میتواند حقایق را تحلیل و درک کند.
تلفظ
این کلمه با ضمه روی حرف نون و سکون طاء خوانده میشود.
در جدول
در مسابقات و جدولهای متقاطع، عبارت مورد نظر ده حرف دارد و پاسخهای مرتبط دیگر شامل عقل و لوگوس است.
به انگلیسی
در متون فلسفی غرب، این واژه بیشتر با مفاهیم عقلانیت و استدلال همپوشانی دارد و ریشه یونانی آن معادل Logos است.
به فارسی
در زبان فارسی سره و معادلهای روان، میتوان آن را به تفکر، قوه گویا، اندیشندگی و خرد تعبیر کرد.
نماد چیست
در نمادشناسی سنتی و فلسفی، «زبان» مظهر نطق ظاهری و «ترازو» نماد سنجش فکر (منطق) است. همچنین کتاب و قلم نیز نماد عقلانیت بشمار میروند.
جمعبندی و توضیح کامل نطق در فلسفه
در فلسفه مشاء و حکمت اسلامی، واژه «نطق» طول و عرض مفاهیمی بسیار فراتر از تکلم روزمره دارد. فیلسوفانی چون فارابی و ابنسینا برای نطق سه مرتبه قائل شدهاند که از نیروی اندیشه باطنی و چیدمان مفاهیم در نفس آغاز شده و در نهایت به سخن لفظی و بیرونی ختم میشود. به همین جهت، مفهوم معروف «الانسان حیوان ناطق» به ویژگی عقلورزی و ادراک کلیات در انسان اشاره دارد.
این واژه از ریشه عربی (ن-ط-ق) مشتق شده که علم «منطق» نیز به عنوان ابزار درست اندیشیدن از همین ریشه پدید آمده است. در فرهنگ اسلامی و آیات قرآن کریم نیز نطق علاوه بر وحی و سخن، در معنای تکوینی و آشکار شدن حقایق (مانند نطق اعضای بدن یا زبان پرندگان) به کار رفته است که با ریشههای فلسفی آن پیوندی استوار دارد.