معنی
«غصه خوردن» یک مصدر مرکب کنایی و مجازی در زبان فارسی است. معنای اصلی و اولیه واژهٔ «غصه»، آنچه از طعام یا اندوه در گلو بماند و راه نفس را ببندد (گلوگیر شدن) است. در اصطلاح، یعنی فرد بابت چیزی ناراحت و دلنگران باشد یا اندوه عمیق خود را بدون ابراز بیرونی در دل پنهان کند.
یعنی چه
این عبارت کنایه از درونیکردن رنج و داشتن غم پنهان است؛ حالتی که فرد به جای واکنش بیرونی یا گریه، بار سنگین ناشی از دلمشغولی و نگرانی را در درون خود حمل میکند و به نوعی دچار بغض و گره در گلو میشود.
مترادف
واژههای فوق همگی در معنای کلی غمگین بودن، ناراحت شدن یا تحمل رنج و اندوه با کلمه غصه خورد مترادف هستند.
جمله سازی
تلفظ
این واژه ترکیبی از «غُصّه» (با تشدید صاد و صدای ضمه در ابتدا) و فعل «خُورْد» (با صدای ضمه خاء و سکون واو) است.
در جدول
عبارت «غصه خورد» دقیقاً از ۷ حرف تشکیل شده است و در جدولهای کلمات متقاطع به عنوان پاسخ برای راهنماهایی نظیر «اندوه داشتن» یا «غم کشیدن» کاربرد دارد.
به انگلیسی
در زبان انگلیسی بسته به میزان و شدت اندوه، عبارات فوق به کار میروند که sorrow و grief نزدیکترین مفاهیم به غصه هستند.
به فارسی
واژهٔ «غُصّه» ریشهٔ عربی دارد (از ماده غَصَّ به معنی گلوگیر شدن) که در زبان فارسی با فعل «خوردن» (از ریشه ایران باستان/پارسی میانه خَوَرْ/خُرْ) ترکیب شده است. معادل اصیل و سره فارسی آن «اندوه خوردن» یا «تیمار داشتن» است.
جمعبندی و توضیح کامل غصه خورد
عبارت «غصه خورد» یا «غصه خوردن» یک ترکیب کنایی و رایج در زبان فارسی است که از ریشهای عربی و فعلی فارسی پدید آمده است. واژه غصه در اصل به معنای طعام یا اندوهی است که در گلو گیر میکند و راه نفس را میبندد، اما در فرهنگ و ادبیات فارسی به نمادی از بغض، خونِ دل و پنهان کردن رنج عمیق در درون تبدیل شده است.
این واژه در متون ادبی و مکالمات روزمره برای توصیف حالت فردی به کار میرود که بار نگرانی و دلمشغولیهای زندگی را به تنهایی و بدون ابراز بیرونی به دوش میکشد. جالب اینجاست که ریشه این کلمه (ذَا غُصَّة) در آیه ۱۳ سوره مزمل قرآن کریم نیز دقیقاً به همان معنای حقیقی و ریشهای یعنی غذای گلوگیر دوزخیان استفاده شده است.