یعنی چه
«بحر و سحاب» یک اصطلاح ثابت و واحد لغوی نیست، بلکه یک ترکیب عطفی و تصویری در زبان ادبی است. این عبارت از دو جزء «بحر» (دریا/اقیانوس) و «سحاب» (ابر/تودهٔ بخار بارانزا) تشکیل شده و به پدیدههای شگفتانگیز گسترهٔ طبیعت اشاره دارد که به دلیل رابطهٔ طبیعیشان (تبخیر آب دریا و بارش ابر بر آن) در کنار هم میآیند.
تلفظ
واژهٔ اول به صورت فتح حرف اول (بَحر) و واژهٔ دوم با فتح حرف اول و دوم (سَحاب) تلفظ میشود.
در جدول
این عبارت در جداول متقاطع به عنوان پاسخ برای راهنمای «دریا و ابر» استفاده میشود و دقیقاً دارای ۸ حرف (ب + ح + ر + و + س + ح + ا + ب) است.
به انگلیسی
معادلهای انگلیسی برای توصیف دقیق این دو عنصر طبیعی در کنار یکدیگر به کار میروند.
به عربی
اصل این دو واژه عربی است و در زبان مبدأ نیز به همین صورت برای اشاره به دریا و ابر استفاده میشود.
به فارسی
برگردان دقیق و خالص فارسی این ترکیب، «دریا و ابر» یا در ادبیات کهن «یم و میغ» است.
نماد چیست
در ادبیات کلاسیک فارسی، «بحر و سحاب» دو نماد کلیدی هستند: نخست نماد کرم و بخشندگی بیپایان (تشبیه دست یا دل ممدوح به دریا و ابر بارانزا)، و دوم در ادبیات عرفانی (مانند اشعار مولانا) به عنوان تمثیل علم و معرفت الهی که در صورتهای گوناگون متجلی میشود.
جمعبندی و توضیح کامل بحر و سحاب
عبارت «بحر و سحاب» یک ترکیب واژگانی عطفی برگرفته از زبان عربی است که وارد ادبیات کلاسیک فارسی شده است. این عبارت از دو واژهٔ «بحر» به معنای دریا و «سحاب» به معنای ابر تشکیل شده و اگرچه در متون دینی مانند قرآن کریم هر یک از این واژهها بارها به صورت جداگانه به کار رفتهاند، اما ترکیب مستقیم آنها در کنار یکدیگر بیشتر کارکردی ادبی، شاعرانه و بلاغی دارد.
در شعر و عرفان ایرانی، شاعران بزرگی چون مولانا، خاقانی و مسعود سعد از این ترکیب برای خلق تصاویر باشکوه بهره بردهاند. این دو عنصر به دلیل چرخهٔ طبیعی آب (تبخیر دریا و شکلگیری ابر) پیوندی ناگسستنی دارند و در ادبیات به عنوان نمادی از عظمت کائنات، پیوند زمین و آسمان، و به ویژه بخشندگی و جود بیکران استفاده میشوند، جایی که دست سخاوتمند ممدوح یا کلام پیران طریقت به دریای پربرکت و ابر بارانزا تشبیه میگردد.