یعنی چه
این اصطلاح در زبان و ادب فارسی به معنای تجاهل، تغافل و عمداً نشنیده گرفتن یک سخن یا موضوع است؛ به طوری که فرد با وجود شنیدن مطلب، به روی خود نمیآورد و طوری رفتار میکند که انگار چیزی نشنیده است.
تلفظ
تلفظ این مصدر مرکب به صورت «ناشْنُودْ آوَرْدَن» است که در آن واژهٔ «ناشنود» با سکون نون و واو خوانده میشود.
در جدول
در جدولهای کلمات متقاطع، پاسخ این کنایه ادبی بسته به تعداد حروف معمولاً «ناشنود آوردن» (۱۱ حرف)، «تجاهل» یا «تغافل» است.
به انگلیسی
در زبان انگلیسی برای رساندن این مفهوم از اصطلاحاتی استفاده میشود که بر نادیده گرفتن یا تظاهر عمدی به نشنیدن دلالت دارند.
به عربی
در زبان عربی مصادر باب تفاعل مانند تجاهل و تغافل دقیقترین برگردان برای این رفتار کنایهای هستند.
به فارسی
عبارات هممعنی و روانتر فارسی برای این واژه شامل «خود را به خواب زدن»، «شتر دیدی ندیدی»، «گوش فروبستن» و «بیتوجهی کردن» است.
در قرآن
این ترکیبِ فارسی کلاسیک در متن قرآن کریم وجود ندارد؛ اما از نظر معنایی و مفهومی با تصویر کنایی آیه ۷ سوره نوح «جَعَلُوا أَصَابِعَهُمْ فِي آذَانِهِمْ» (انگشتان خود را در گوشهایشان قرار دادند) و اصطلاح اخلاقی «تغافل» همخوانی دارد.
جمعبندی و توضیح کامل ناشنود آوردن
مصدر مرکب و کهن «ناشنود آوردن» یکی از تعابیر کنایی و زیبای ادبیات کلاسیک فارسی است که ریشه در ساختارهای زبانی میانه دارد. جزء اول آن یعنی «ناشنود» از ریشه پیشهندواروپایی شنیدن گرفته شده و ترکیب آن با فعل «آوردن» (که در قدیم برای ساخت افعال رفتاری به کار میرفته)، معنای «به حالت نشنیده رفتار کردن» را میسازد.
این واژه در ادبیات عرفانی و اخلاقی ما کاربرد ویژهای دارد؛ چرا که گاهی نشاندهندهٔ حلم، بردباری و مصلحتاندیشی بزرگوارانه (تغافل ممدوح) است و گاهی به بیاعتنایی آگاهانه و اعراض از سخن حق اشاره دارد. برای نمونه، مولانا نیز در اشعار خود از این ترکیب برای بیان حالت چشمپوشی و خود را به نشنیدن زدن استفاده کرده است.
در فرهنگ عامه و نمادشناسی، این حالت معمولاً با تصویر میمونی که گوشهایش را گرفته یا اصطلاح سر زیر برف کردن یادآور میشود؛ رفتاری هوشیارانه اما توأم با تظاهر به بیخبری که در روابط اجتماعی کاربردهای متفاوتی دارد.