یعنی چه
الزغابه در اصل یک واژه عربی (از ریشه زغب) است که به ریزترین، کوتاهترین و نرمترین موها یا کرکهای روی بدن نوزاد یا پرهای تازه روییده جوجه پرندگان اشاره دارد. به صورت کنایی و مجازی نیز در متنهای کهن به معنای چیزی بسیار کم، ناچیز، ذرهای اندک یا هیچ به کار میرود.
تلفظ
این کلمه در زبان اصلی خود با ضمه روی حرف ز و تشدید قرائت میشود و به صورت الزُّغابَة (ez-zoğâbe) تلفظ میگردد.
در جدول
پاسخ دقیق برای طراحان جدول کلمه «الزغابه» با ۷ حرف است. مفاهیم کلیدی آن در حل جدول شامل کرک، پرز، مویچه و مقدار ناچیز مادی است.
به انگلیسی
برای معادلسازی این واژه در زبان انگلیسی، بسته به کاربرد آن از کلماتی که به ساختار پرز و کرک اشاره دارند یا واژگانی که صفت ناچیز بودن را میرسانند استفاده میشود.
به فارسی
در برگردان مستقیم به زبان فارسی، نزدیکترین واژهها کُرک، پَرز، مویچه، ناچیز، اندک و نَمی از هر چیز هستند.
در قرآن
واژه الزغابه یا ریشه آن با این رسمالخط و صفت در متن قرآن کریم به کار نرفته است و یک اصطلاح لغوی، تاریخی و جغرافیایی در زبان عربی کلاسیک به شمار میرود.
نماد چیست
در ادبیات کنایی، این کلمه نماد ظرافت شدید، نوپایی (مانند پر جوجه) و یا کمترین مقدار مادی و ارزش ممکن از یک چیز است؛ بهطوری که اصطلاحاً برای اشاره به دست خالی بودن یا نرسیدن کوچکترین سهم به کار میرود.
جمعبندی و توضیح کامل الزغابه
واژه «الزغابه» (یا زغابه) اصالتاً یک واژه اصیل فارسی نیست، بلکه وامواژهای از ریشه عربی «ز غ ب» است. این کلمه در معنای حقیقی خود به ریزترین و نرمترین کرکها یا موهای اولیه بدن نوزادان و جوجه پرندگان اشاره دارد و در کاربرد مجازی و کنایی، نشاندهنده مقدار بسیار اندک، ذرهای ناچیز یا کمترین ارزش ممکن از یک شیء یا مفهوم است.
علاوه بر جنبه لغوی، الزغابه در تاریخ صدر اسلام کاربردهای خاص دیگری نیز داشته است؛ از جمله اینکه نام منطقهای در غرب مشهد حضرت حمزه در نزدیکی مدینه منوره بوده و همچنین به عنوان نام یکی از شاخههای بزرگ قبیله مشهور «بنی هلال» (بنو زغبه) در تاریخ عرب شناخته میشود.
این واژه در زبان فارسی امروز کاربرد عمومی ندارد و بیشتر در متون کهن ادبی، لغتنامههای تخصصی و به عنوان یکی از کلمات چالشبرانگیز در جدولهای متقاطع مورد استفاده قرار میگیرد.