یعنی چه
واژهای کلاسیک و اصیل به معنی کسی که کار او نگهداری، پرورش گلها و درختان، و محافظت از باغ یا بستان است؛ فردی که با آبیاری، هرس و کاشت، از فضای سبز و گیاهان پرستاری میکند.
جمله سازی
در جدول
در حل جدول کلمات متقاطع، علاوه بر خود واژه باغبان که ۶ حرف دارد، کلماتی مانند بستانی، پالیزبان، ناطور و باغپیرا نیز به عنوان پاسخ پذیرفته میشوند.
به انگلیسی
رایجترین معادل انگلیسی این کلمه Gardener است که به فرد مراقبتکننده از باغ اشاره دارد.
به عربی
در زبان عربی با توجه به نوع باغ یا فضای سبز، از واژههای بستانی و جنائنی استفاده میشود.
به ترکی
در زبان ترکی استانبولی ریشه کلمه حفظ شده و به صورت Bahçıvan به کار میرود.
جمعبندی و توضیح کامل باغبان
واژه باغبان یک ترکیب اصیل و زیبای فارسی است که از دو بخش «باغ» (زمین بخششده برای کشت) و پسوند مراقبت «بان» (پاسدار و نگهبان) تشکیل شده است. معنی تحتاللفظی آن نگهبان باغ است، اما در عمل به کسی اطلاق میشود که با دانش و دلسوزی خود به پرورش، آبیاری، هرس و حفظ گیاهان و درختان میپردازد و مایه سرسبزی محیط میشود.
این واژه در ادبیات و عرفان فارسی فراتر از یک شغل رفته و جایگاهی نمادین دارد؛ باغبان در اشعار کلاسیک اغلب نماد مربی دلسوز، پیر و مرشد، ناظر آفرینش یا پروردگاری است که موجودات را پرورش میدهد. در ادبیات عاشقانه نیز گاه به عنوان رقیب یا محافظی تصویر میشود که عاشق را از دسترسی آسان به گل (معشوق) منع میکند.