یعنی چه
«قر مسگری» در فرهنگ عامیانه به معنی درجا رقصیدن، تکان دادنِ مداوم و ریتمیک بدن بدون جابهجا شدن است. این اصطلاح در اصطلاح عامیانه و مجازاً، به معنای طفره رفتن، بازی درآوردن، لفاظی یا انجام کارهای نمایشی و بیفایده برای فرار از انجام مسئولیت و اصل مطلب نیز به کار میرود.
تلفظ
این ترکیب از دو واژهٔ «قِر» (به کسر قاف) به معنای حرکت رقص و «مِسگری» (به کسر میم و فتح گاف) به معنای شغل و حرفهٔ مسگر ساخته شده است و به صورت روان «قِرِ مِسْگَری» تلفظ میشود.
در جدول
در جدولهای کلمات متقاطع، این اصطلاح معمولاً به عنوان پاسخ برای طراحانی است که کنایه از رقص درجا، تکانهای ریتمیک بدن یا طفره رفتن عامیانه را با تعداد حروف مشخص (۷ حرف) مد نظر دارند.
به انگلیسی
این اصطلاح معادل دقیق فرهنگی در زبان انگلیسی ندارد؛ اما برای توصیف حرکات لرزشی بدن در جا از واژههایی مثل Shimmy و برای مفهوم کنایی آن یعنی طفره رفتن از کلماتی چون Shilly-shallying یا Dodging استفاده میشود.
به عربی
در زبان عربی برای رساندن مفهوم لغوی آن میتوان از عبارت «تمايل درجي» (به معنی تکان خوردن در یک نقطه) و برای کاربرد کنایی و رفتاری آن از واژههایی مثل «مراوغة» به معنی دستدست کردن و طفره رفتن استفاده کرد.
به فارسی
معادلهای فارسی، سره و عامیانه این اصطلاح شامل واژگانی چون درجا رقصیدن، عشوه گری بیجا، لفاظی، طفره رفتن، ناز و کرشمهٔ ساختگی، بازی درآوردن، و بهانهتراشی نمایشی است.
نماد چیست
این اصطلاح در فرهنگ عامه نماد رفتارهای نمایشی، لفاظی، کارهای پر سر و صدا اما کمبازده، و به طور ویژه نماد طفره رفتن از اصل مطلب و فرار از کار واقعی با بهانههای ریتمیک و بازیگونه است.
جمعبندی و توضیح کامل قر مسگری
اصطلاح «قر مسگری» یکی از کنایهها و تعابیر طنزآمیز و اصیل در گویش تهرانی قدیم و فرهنگ عامیانه ایران است. ریشهٔ این اصطلاح به شیوهٔ کار مسگران در بازارهای سنتی بازمیگردد؛ جایی که مسگرها هنگام چکشکاری دیگها و ظروف بزرگ مسی، ناچار بودند برای تسلط بر کار و چرخاندن ظرف، بالاتنه و بدن خود را به صورت مداوم، درجا و با ریتمی هماهنگ با ضربات چکش تکان دهند. این حرکات ریتمیک در نگاه مردم به نوعی رقص درجا تشبیه شد.
امروزه این واژه علاوه بر معنای فیزیکی (تکان دادن بدن که حتی در نامگذاری دستگاههای ورزشی چرخشی پهلو نیز به کار رفته)، بیشتر کاربردی کنایی دارد. وقتی کسی از انجام وظیفهای طفره میرود، بهانهتراشی میکند یا با لفاظی و رفتارهای نمایشی وقت میخرد، در اصطلاح عامیانه میگویند «قر مسگری میآید» که نشاندهنده کارهای پر سر و صدا اما بینتیجه است.