یعنی چه
عضوی تخصصی در دو طرف سر ماهیها که ساختاری رشتهای و پر از مویرگهای خونی دارد. این عضو تبادل گازها یعنی جذب اکسیژن محلول در آب و دفع دیاکسید کربن را انجام میدهد.
تلفظ
واژه معادل اصلی آن «آبشُش» به صورت آبْشُش تلفظ میشود. واژه فرانسوی آن نیز «بِرانْشی» خوانده میشود.
در جدول
در جدولهای متقاطع بسته به تعداد حروف، واژههای آبشش (۵ حرف)، برانشی (۶ حرف) یا غلصمه (۵ حرف) به کار میروند.
به انگلیسی
در زبان انگلیسی برای اندام تنفسی ماهی از واژه Gill استفاده میشود.
به فارسی
واژه «آبشش» برابری دقیق و وضعشده در زبان فارسی معاصر برای این مفهوم علمی است که توسط استاد احمد آرام پیشنهاد شد و جا افتاد.
نماد چیست
در بستر کنایی و متنهای علمی-فرهنگی، این اندام نماد توانایی نفس کشیدن، زنده ماندن و سازگاری بالا در محیطهایی است که برای دیگران مایه غرق شدن و خفقان محسوب میشود.
جمعبندی و توضیح کامل اندام تنفسی ماهی
اندام تنفسی ماهی که در زبان فارسی با نام «آبشُش» و در اصطلاح علمی با واژه فرانسوی «برانشی» شناخته میشود، ساختاری حیاتی و تخصصی برای بقای آبزیان است. این عضو با بهرهگیری از رشتهها و تیغههای نازک مملو از مویرگهای خونی، سطح تماس بالایی را با آب ایجاد میکند تا بتواند اکسیژن محلول در آن را استخراج کرده و دیاکسید کربن را از بدن جانور دفع کند.
واژه آبشش یک ترکیب واژگانی نسبتاً جدید در زبان فارسی معاصر است که به عنوان معادل دقیق اصطلاحات خارجی وارد کتابهای علمی و درسی شد. این اندام فاقد کاربرد یا ذکر مستقیم در متون کهن دینی مانند قرآن است، اما در اصطلاحات جدول کلمات متقاطع و نمادشناسی زیستی، جایگاه ویژهای به عنوان مظهر تکامل و سازگاری با محیطهای سخت دارد.