یعنی چه
معنای گریزان اصطلاحی در ادبیات، نشانهشناسی و فلسفه (بهویژه مکتب پساساختارگرایی) است و به معنایی اشاره دارد که ثابت و منجمد نیست. این مفهوم به محض تلاش مخاطب برای درک کامل آن، ابعاد جدیدی پیدا کرده و از دسترس قطعی ذهن دور میشود.
تلفظ
این عبارت از دو واژه تشکیل شده است: «معنا» با تلفظ مَعْنا [ma'nā] و «گریزان» با تلفظ گُریزان [gorizān] که در نقش صفت و موصوف با کسرهٔ اضافه به یکدیگر متصل شدهاند.
در جدول
در بازیهای شرح در متن و جدول کلمات متقاطع، پاسخ به عنوان عبارت صفت و موصوفیِ تداعیکننده معنای فرار، دقیقاً ۱۱ حرف دارد.
به انگلیسی
در متون فلسفی و غربی برای رساندن این مفهوم از این واژگان استفاده میشود که دلالت بر سُر خوردن و عدم انجماد معنا در زبان دارد.
به عربی
مترجمان و ناقدان عرب در برگردان این اصطلاح مدرن پساساختارگرایی، از تعابیری بهره میگیرند که گریزپایی حقیقت متن را نشان دهد.
به فارسی
در زبان فارسی ترکیبات هممعنی و مترادفی چون معنای لغزان، معنای سیال، معنای ممتنع و معنای دستنیافتنی به کار میروند که همگی بر نامشخص بودن و لایه لایه بودن حقیقت یک متن دلالت دارند.
در قرآن
عبارت «معنای گریزان» یک اصطلاح فلسفی مدرن است و در قرآن صراحتاً نیامده است. با این حال، در تفاسیر عرفانی و تاویلی، برخی مفسران معتقدند آیات متشابه یا بطون عمیق قرآن دارای معنایی سیال و بیپایان هستند که هرگز در یک پوسته واحد منجمد نمیشوند.
جمعبندی و توضیح کامل معنای گریزان
عبارت «معنای گریزان» یک ترکیب وصفی اصطلاحی در زبان فارسی مدرن است که بیشتر در حوزههای نقد ادبی، نشانهشناسی و فلسفه بهویژه در مکتب پساساختارگرایی و نظریه واسازی (دکانستراکشن) ژاک دریدا کاربرد دارد. این مفهوم به پدیدهای اشاره میکند که در آن معنا هرگز به ثبات، انجماد و قطعیت کامل نمیرسد، بلکه مدام در زنجیرهای از دلالتها سُر میخورد و از ذهن مخاطب فرار میکند.
در ساختار واژگانی، این ترکیب از کلمه عربی «معنا» و صفت فاعلی فارسی «گریزان» (ساخته شده از بن مضارع گریز و پسوند ان) پدید آمده است. در هنر و نشانهشناسی مدرن، مفاهیمی چون «جیوه» به دلیل روان بودن و عدم امکان مهار آن یا «سایه» به عنوان نمادهای استعاری این واژه شناخته میشوند که بهخوبی لغزندگی و دستنیافتنی بودن حقیقت متون را بازتاب میدهند.