یعنی چه
در ادبیات کلاسیک فارسی، نام شکسته به عنوان یک صفت مفعولی مرکب برای اشاره به فردی به کار میرود که دچار سقوط اجتماعی یا اخلاقی شده و ارزش، اعتبار یا آبروی خود را در میان مردم از دست داده است. این واژه واژهای معمولی و کلاسیک است و تعریف دقیق آن بر بیآبرویی دلالت دارد.
تلفظ
این ترکیب از دو واژهٔ «نام» (با سکون مِیم در حالت ترکیبی یا کسرهٔ اضافه) و «شکسته» (شین مکسور، کاف مفتوح، سین ساکن و تاء مفتوح) ساخته شده است.
در جدول
در کلمات متقاطع و جداول کلمات، اگر نشانه یا سوالی با مفهوم شخص بدنام یا بیآبرو با طول ۸ حرف خواسته شود، پاسخ دقیق آن «نام شکسته» است.
به انگلیسی
برای انتقال مفهوم نام شکسته در زبان انگلیسی از واژگانی استفاده میشود که دقیقاً به لکهدار شدن شهرت یا از دست رفتن اعتبار اجتماعی فرد اشاره دارند.
به عربی
در زبان عربی اصطلاحاتی که به مخدوش شدن سمعه (اعتبار و شهرت) یا هتک حرمت و آبرو اشاره دارند، بهترین معادل کنایی برای این اصطلاح فارسی هستند.
به فارسی
واژههای هممعنی و معادلهای روان فارسی آن شامل بدنام، رسوا، لکهدار، بیاعتبار و خوار میباشند که همگی بر باد رفتن حیثیت فرد را توصیف میکنند.
نماد چیست
در فرهنگ و متون کهن ادب فارسی (مانند اشعار خاقانی و نظامی)، نام شکسته به عنوان کنایه و نمادی از زوال جایگاه اجتماعی، بیآبرویی و لکهدار شدن دامن به کار رفته است و نشاندهنده شخصی است که دیگر در جامعه اعتباری ندارد.
جمعبندی و توضیح کامل نام شکسته
اصطلاح «نام شکسته» یک ترکیب وصفی و کنایی کهن در زبان و ادبیات فارسی است که از ترکیب دو واژهٔ «نام» و «شکسته» (اسم مفعول از مصدر شکستن) پدید آمده است. این واژه در متون کلاسیک به معنای فرد بدنام، رسوا و کسی که اعتبار و آبروی اجتماعیاش آسیب جدی دیده، به کار رفته است.
این واژه اصالت کاملاً پارسی دارد و در زبان امروزی کاربرد روزمره و متداول ندارد، اما در اشعار شاعران بزرگی چون خاقانی و نظامی به عنوان نمادی از سقوط اخلاقی و بیآبرویی استفاده شده است. در طرح معماها و جداول نیز به عنوان یک واژه ۸ حرفی با مفهوم بدنام شناخته میشود.