یعنی چه
دریغ داشتن یک فعل مرکب در زبان فارسی است که به معنای امتناع از بخشش، کوتاهی کردن در کمک، یا بخل ورزیدن در اعطای چیزی به دیگران به کار میرود. این واژه نشاندهنده حالتی است که فرد از ابراز لطف، مال، یا همراهی با دیگران امتناع میکند.
تفلظ
این عبارت فعلی از دو واژه «دریغ» (با فتح دال و سکون راء و یای مجهول) و «داشتن» تشکیل شده است.
در جدول
در جدولهای متقاطع کلمات، عبارت «دریغ داشتن» دقیقاً ۹ حرف دارد. بسته به تعداد حروف خواسته شده، از کلماتی چون مضایقه، امساک یا خودداری نیز استفاده میشود.
به انگلیسی
در زبان انگلیسی برای رساندن مفهوم خودداری از بخشش یا منع کردن، بیشتر از فعلهای ساختاری To withhold و To deny استفاده میشود.
به فارسی
در زبان فارسی واژههای هممعنی آن شامل امتناع کردن، بازداشتن و بخل ورزیدن است. در نقطه مقابل، واژههایی مانند عطا کردن، گشادهدستی کردن و کرم کردن به عنوان متضاد آن شناخته میشوند.
نماد چیست
این اصطلاح در ادبیات و فرهنگ عامه نمادی از رفتار انقباضی اخلاقی، بخل و امساک محسوب میشود. در اشعار کلاسیک، دریغ داشتن از سپاه، مال یا جان به عنوان یک ویژگی منفی اخلاقی در برابر سخاوت توصیف شده است.
جمعبندی و توضیح کامل دریغ داشتن
عبارت فعلی «دریغ داشتن» از ترکیب واژه کهن «دریغ» (به معنی حسرت و افسوس در پارسی میانه) با فعل «داشتن» پدید آمده است. این اصطلاح در سیر تحول زبانی خود، معنایی رفتاری به خود گرفته و امروزه عمدتاً به معنای مضایقه کردن، بخل ورزیدن و امتناع از اعطای مال، کمک یا محبت به دیگران به کار میرود.
این واژه در ادبیات کلاسیک فارسی و شاهکارهای نظمی نظیر شاهنامه فردوسی، بیشتر در بافتِ امتناع از بخشش مال یا یاری رساندن در جنگها استفاده شده است. اگرچه خود این ترکیب عینا در متن عربی قرآن کریم وجود ندارد، اما مترجمان معتبر فارسی برای واژههای قرآنی ناظر بر بخل شدید، امساک و منع خیر (مانند آیه ۷ سوره ماعون)، از فعل «دریغ میدارند» استفاده کردهاند.
در مجموع، این اصطلاح بار معنایی منفی دارد و نشاندهنده یک رویه اخلاقی ناپسند یعنی منع کردن دیگران از نیکی و گشادهدستی است. متضادهای صریح آن مانند بذل، بخشش و فداکاری، در فرهنگ ایرانی همواره در ستایش سخاوت پایدار ارزیابی میشوند.