یعنی چه
آل مره در معنای نخست و مشهور خود، نام یک قبیله بزرگ، اصیل و چادرنشین از اعراب قحطانی (از شاخههای بنییام) است که بهطور تاریخی در بخشهای شرقی شبهجزیره عربستان بهویژه بیابان ربعالخالی، قطر و امارات زندگی میکنند. در معنای دوم و در گویش محلی مازندرانی، به مهرههای رنگی (غالباً آبی) گفته میشود که در گذشته برای دفع چشمزخم و جن به لباس یا خود آویزان میکردند.
تلفظ
این عبارت از دو جزء تشکیل شده است: «آل» با صدای کشیده و «مُرّه» با ضمه روی میم و تشدید روی راء تلفظ میشود.
در جدول
در جدولهای متقاطع معمولاً به عنوان نام یک قبیله عربی بدوی یا مهرهای سنتی در فرهنگ مازندران مورد سوال قرار میگیرد و دقیقاً ۵ حرف دارد.
به انگلیسی
در منابع انگلیسی زبان برای اشاره به این طایفه بدوی از عبارات فوق استفاده میشود.
به عربی
در زبان عربی آل به معنای خاندان و مُرّه (مؤنث لغوی مُر به معنی تلخ) اسم علم برای جد این قبیله است.
به فارسی
در برگردان دقیق فارسی به عنوان یک اسم خاص، همان «آل مره» یا «طایفه آلمره» شناخته میشود و در گویش مازندرانی معادل مهره ضد چشمزخم است.
در قرآن
ترکیب اسمی «آل مره» در متن قرآن کریم وجود ندارد؛ هرچند واژه «آل» به دفعات در سورههای مختلف (مانند آل عمران و آل فرعون) به کار رفته است. همچنین در تاریخ صدر اسلام قبایلی با نام بنومره حضور داشتهاند اما ذکر مستقیمی در قرآن ندارند.
جمعبندی و توضیح کامل آل مره
عبارت «آل مره» یک نام خاص دوجنبهای است که در وهله اول در سطح جهان عرب و تاریخ شبهجزیره عربستان، به یکی از مشهورترین و اصیلترین قبایل بدوی و کوچنشین اعراب قحطانی اشاره دارد. این قبیله که به مهارت شگفتانگیز در ردیابی در ریگهای روان صحرای ربعالخالی (قصاص الأثر) و شترپروری شهرت دارند، امروزه در کشورهای قطر، عربستان سعودی، امارات و کویت ساکن هستند.
از سوی دیگر، این واژه در فرهنگ عامیانه و گویش محلی مازندرانی در شمال ایران نیز کاربرد دارد و به مهرههای رنگی و سنتی اطلاق میشود که عوام برای دفع چشمزخم، طرد جن و طلسم به کار میبردند. بنابراین، معنای واژه کاملاً وابسته به بومشناسی و متن گفتاری است که در آن استفاده میشود.