یعنی چه
در لغت به معنی ایستادگان یا توقفکنندگان است. در اصطلاح تاریخ ادیان و مذاهب، به گروهی از شیعیان گفته میشود که پس از شهادت امام موسی کاظم (ع) در قرن دوم هجری، امامت امام رضا (ع) و امامان بعدی را نپذیرفتند. آنها معتقد بودند که امام هفتم زنده و غایب است و همان مهدی موعود خواهد بود.
تلفظ
این واژه به صورت واقِفیّه (Wāqifiyya) تلفظ میشود و تشدید روی حرف «ی» قرار دارد.
در جدول
در جدولهای متقاطع مذهبی و تاریخی، پاسخ این سؤال کلماتی مانند «واقفیه»، «واقفه» یا «ممطوره» است.
به انگلیسی
در متون آکادمیک و تاریخنگاری انگلیسی برای اشاره به این فرقه از این اصطلاحات استفاده میشود.
به عربی
در منابع اصیل مذهبی و کلامی عربی، از این واژه با الف و لام تعریف یاد میشود.
در قرآن
اصطلاح واقفیه به عنوان یک فرقه مذهبی، سالها پس از نزول قرآن و در اواخر قرن دوم هجری شکل گرفت؛ بنابراین در متن قرآن وجود ندارد. با این حال، در برخی تفاسیر شیعه، آیاتی که درباره دنیاپرستی و انحراف از حق سخن میگویند، به سران این فرقه تشبیه شدهاند که به خاطر اموال دنیا دست از حق کشیدند.
نماد چیست
این فرقه نماد فیزیکی، پرچم یا نشان ظاهری خاصی ندارد. در تاریخ عقاید، شاخصه و نماد فکری اصلی آنها «انکار شهادت امام موسی کاظم (ع)» و «اعتقاد به مهدویت ایشان» است. همچنین در متون تاریخی به دلیل طعن مخالفان، گاهی با لقب «ممطوره» (سگان باراندیده) یاد شدهاند.
جمعبندی و توضیح کامل واقفیه
واقفیه یکی از فرقههای منشعب از شیعه است که پس از شهادت امام موسی کاظم (ع) شکل گرفت. سران این فرقه به دلایل مختلف، از جمله طمع در وجوهات شرعی و اموالی که از امام هفتم نزد آنها امانت بود، شهادت ایشان را انکار کردند و مدعی شدند که ایشان غایب شده و همان مهدی موعود است؛ به همین دلیل سلسله امامت را قطع کرده و امامت امام رضا (ع) را نپذیرفتند.
در تقابل با این گروه، شیعیانی که به شهادت امام هفتم یقین داشتند و امامت امام رضا (ع) و نسل او را به طور قطعی پذیرفتند، «قطعیه» یا همان شیعیان امامیه اثناعشری نامیده شدند. فرقه واقفیه به مرور زمان و با روشنگریهای امامان بعدی جایگاه خود را از دست داد و منقرض شد.