یعنی چه
آققویونلو نام یک اتحادیه از قبایل ترکمان مغرب ایران، آناتولی و قفقاز در قرن نهم هجری (پانزدهم میلادی) است که موفق شدند برای مدتی بر بخشهای وسیعی از ایران، عراق و شرق قلمروی عثمانی فرمانروایی کنند. مشهورترین پادشاه این سلسله اوزون حسن بود.
تلفظ
این واژه بر اساس قواعد زبان ترکی تلفظ میشود؛ بخش اول «آق» به معنای سفید، بخش دوم «قویون» با ضمه روی قاف و یاء به معنای گوسفند، و بخش پایانی «لو» پسوند دارندگی است.
در جدول
در جدولهای متقاطع، در پاسخ به پرسشهایی نظیر «سلسله صاحبان گوسفندان سفید» یا «جانشینان تیموریان در غرب ایران»، واژه ۹ حرفی «اق قویونلو» به کار میرود.
به انگلیسی
در منابع تاریخی انگلیسیزبان، این سلسله را معمولاً با نگارش Aq Qoyunlu یا Ak Koyunlu ثبت میکنند و در متون تحلیلی گاه از عبارت White Sheep Turkomans استفاده میشود.
به عربی
مورخان عربزبان در کتابهای تاریخ اسلام این سلسله را به همان نام اصلی «آق قویونلو» یا با ترجمه معنایی آن یعنی «التركمان ذوي الشياه البيضاء» (ترکمانان صاحب گوسفندان سفید) یاد کردهاند.
به فارسی
معادل تحتاللفظی این واژه ترکی در زبان فارسی «صاحبان گوسفندان سفید» است. از آنجا که طایفه رهبر این اتحادیه ایل «بایندر» بود، در منابع تاریخی فارسی از آنها با نام «بایندریان» نیز یاد میشود.
در قرآن
واژه آققویونلو یک نام خاص قومی، زبانی و تاریخی متعلق به آسیای صغیر و ایران در قرون متمادی پس از اسلام است؛ بنابراین هیچ ریشه، اشاره یا کاربردی در متن قرآن کریم ندارد.
جمعبندی و توضیح کامل اق قویونلو
آققویونلوها اتحادیهای از قبایل ترکمان غوز بودند که در قرن پانزدهم میلادی (نهم هجری) توانستند قلمرو وسیعی را در آناتولی شرقی، قفقاز، عراق و بخشهای بزرگی از ایران تحت کنترل خود درآورند. نام این سلسله در زبان ترکی به معنای «دارندگان گوسفند سفید» است که به احتمال زیاد از نماد توتمی یا پرچم آنها یعنی قوچ سفید نشئت گرفته است. رهبری این اتحادیه بر عهده ایل بایندر بود و به همین دلیل در متون تاریخی به آنها بایندریان نیز میگویند.
اوج قدرت این سلسله در دوران حکومت اوزون حسن رقم خورد که موفق شد رقیب سنتی خود یعنی سلسله قراقویونلو (صاحبان گوسفند سیاه) و همچنین ابوسعید تیموری را شکست دهد و تبریز را به عنوان پایتخت خود برگزیند. حکومت آققویونلوها پیوندهای سیاسی و تجاری گستردهای با امپراتوری ونیز و دیگر قدرتهای اروپایی برقرار کرد تا جبههای متحد علیه عثمانی تشکیل دهد. در نهایت، این سلسله به دلیل اختلافات داخلی تضعیف شد و با ظهور شاه اسماعیل اول، قلمرو آنها ضمیمه دولت نوپای صفوی گردید.