یعنی چه
در اصطلاح فقهی و کلامی، به مجموعهای از عوامل، دلايل، باورها یا رفتارهایی گفته میشود که مرزهای ایمانی فرد را از بین برده و موجب ارتداد یا خروج او از دین اسلام میشود. این موارد میتواند شامل شک یا انکار اصول دین (توحید، نبوت، معاد) یا انکار یکی از ضروریات دین مانند وجوب نماز و روزه باشد؛ خواه با گفتار (مانند دشنام به مقدسات) رخ دهد و خواه با رفتار (مانند هتک حرمت عمدی قرآن).
تلفظ
تلفظ این ترکیب به صورت واژههای مجزا عبارت است از: مُوجِبات (mowjebāt) و کُفر (kofr).
در جدول
پاسخ دقیق جدول برای این عبارت ۹ حرف دارد. بسته به طراح جدول، ممکن است از عبارات مشابهی نظیر «نواقض ایمان» نیز استفاده شود.
به انگلیسی
در متون حقوقی و کلامی انگلیسی، برای رساندن این مفهوم فقهی از عبارات فوق استفاده میشود.
به عربی
در فقه اسلامی و منابع عربی، این اصطلاح دقیقاً به همین صورت یا تحت عنوان نواقض الایمان و مبطلات الاسلام بررسی میشود.
به فارسی
در برگردان روان فارسی به معنای «زمینه مایهٔ بیدینی»، «عوامل خروج از دین» و «باطلکنندههای اسلام و ایمان» است.
در قرآن
عبارت ترکیبی «موجبات کفر» به صورت مستقیم و یکجا در متن قرآن کریم نیامده است. با این حال، عوامل، ریشهها و مصادیق عینی آن (مانند شرک، تکذیب آیات الهی، استکبار در برابر فرمان خدا و انکار معاد) بیش از ۵۰۰ بار در قالب مشتقات کلمه «کفر» مطرح و تبیین شدهاند.
جمعبندی و توضیح کامل موجبات کفر
اصطلاح «موجبات کفر» یک تعبیر فقهی، کلامی و حقوقی در جهان اسلام است و به هر نوع دیدگاه، سخن، یا اقدامی اشاره دارد که شخص مسلمان را از دایره شریعت خارج کرده و به وادی کفر و ارتداد میکشاند. در متون و منابع اصیل دینی، این مفهوم بیشتر با عناوین مترادفی چون «نواقض ایمان» یا «مبطلات اسلام» مورد بحث قرار میگیرد و به دو دسته کلی اعتقادی (مانند انکار توحید و معاد) و عملی (مانند اهانت به مقدسات) تقسیم میشود.
اگرچه خودِ این ترکیب واژگانی به طور مستقیم در متن قرآن مجید به کار نرفته، اما روح معنایی و مصادیق گوناگون آن به کرات در آیات قرآن بررسی شده است. کفر در لغت به معنای پوشاندن حقیقت است و موجبات آن در حقیقت اقداماتی هستند که فرد با تکیه بر آنها، روی حق و هدایت الهی پرده میکشد و پیوند ایمانی خود را میگسلد.