یعنی چه
ابوقره در متون کهن و لغتنامهها ترکیبی عربی است که به چند معنی مختلف به کار رفته است؛ در جانورشناسی به معنای آفتابپرست (حربا) و در پرندهشناسی به معنای تیهو و عقاب است. همچنین در برخی منابع اسطورهای و متون کلاسیک، این واژه را شکل دیگری از «ابوقتره» (به معنی ابلیس و مهتر دیوان) دانستهاند.
تلفظ
این کلمه در زبان فارسی به صورت اَبوقُرَّه (با فتح الف، ضم قاف، تشدید و فتح راء) تلفظ میشود. در صورتی که آن را معادل نام شیطان بدانیم، ریشه در تلفظ «ابوقُتْرَه» دارد.
در جدول
کلمه ابوقره در بازیهای جدول کلمات معمولاً به عنوان پاسخی برای آفتابپرست، عقاب یا تیهو مطرح میشود و دقیقاً از ۶ حرف تشکیل شده است.
به انگلیسی
بسته به بافت متن، معادل انگلیسی این واژه تغییر میکند؛ برای جانور آفتابپرست از Chameleon، برای پرنده تیهو از See-see partridge و در مفاهیم اهریمنی و اسطورهای از واژه Satan استفاده میشود.
به فارسی
برابرهای فارسی دقیق این واژه شامل آفتابپرست (یا آفتابگردک)، تیهو و عقاب در قلمرو طبیعت، و واژههای ابلیس، خناس، عزازیل و دیو در قلمرو اسطورهشناسی و دین است.
در قرآن
عین واژه «ابوقره» یا «ابوقتره» در قرآن کریم ذکر نشده است؛ اما مشتقات ریشه سهحرفی آن (ق ر ر) مانند ترکیب «قُرَّتُ عَیْنٍ» (روشنی چشم) در آیاتی همچون آیه ۷۴ سوره فرقان به چشم میخورد. همچنین مفاهیم معنایی نزدیک به آن مانند ابلیس و شیطان بارها در قرآن آمدهاند.
نماد چیست
در فرهنگ عامه و متون ادبی، این واژه به دلیل معنای آفتابپرست، نماد تغییر رنگ، نفاق، عدم ثبات رأی و همرنگ جماعت شدن است. از سوی دیگر، با توجه به پیوند احتمالیاش با واژه ابوقتره، نمادی از وسوسه، فریب، اهریمن و شر مطلق در جهان به شمار میرود.
جمعبندی و توضیح کامل ابوقره
واژه «ابوقره» یک ترکیب کنایی و کنیه عربی است که وارد زبان فارسی شده و در متون کهن کاربردهای چندگانهای داشته است. در کاربرد طبیعی و جانورشناسی، این کلمه اشاره به آفتابپرست، پرنده تیهو یا عقاب دارد. همچنین در تاریخ اسلام، به عنوان کنیه برخی راویان و اندیشمندان مانند «تئودوروس ابوقره» (اسقف مشهور مسیحی قرن دوم هجری) شناخته میشود.
از سوی دیگر، در بررسی متون کلاسیک و لغتنامههایی چون دهخدا، این احتمال وجود دارد که ابوقره شکل دگرگونشده یا خطای نگارشی از واژه «ابوقتره» باشد. ابوقتره در اسطورهشناسی دینی نام و لقبی برای ابلیس، خناس و مهتر دیوان است که به عنوان مظهر شر و وسوسه شناخته میشود.
بنابراین، این واژه بسته به این که در یک متن طبیعی، تاریخی یا اسطورهای به کار رود، طیف وسیعی از معانی را از یک پرنده و جانور تا مظهر فریب و اهریمن در بر میگیرد و در ادبیات نمادی از بوقلمونصفتی یا شرارت است.