یعنی چه
سردرگریبان در زبان فارسی یک ترکیب کنایی است و به کسی اشاره دارد که از شدت اندوه، شرم، یا تفکر عمیق و تأمل، سرش را پایین انداخته و در سینه یا یقه لباس خود فرو برده است. این واژه نشاندهنده حالت انزوا، عزلتگزینی و فرو رفتن در خود است.
تلفظ
این واژه ترکیبی از سه بخش «سَر» (با فتحه)، «دَر» (با فتحه) و «گَریبان» (با فتحه روی گاف) است که در گویش معیاری به صورت سرِ هم یا جدا (سر در گریبان) تلفظ میشود.
در جدول
در کلمات متقاطع، این واژه معمولاً به عنوان راهنمای کنایه از غرق در فکر بودن یا فرد اندوهگین با تعداد ۱۰ حرف کاربرد دارد.
به انگلیسی
برای انتقال حس این واژه در انگلیسی، بسته به میزان غم یا تفکر، از واژههای متفاوتی استفاده میشود.
به عربی
در زبان عربی معادل دقیق تکواژهای ساختاری ندارد، اما واژههای فوق دقیقترین حالات حسی آن را منتقل میکنند.
نماد چیست
این واژه در ادبیات کلاسیک فارسی نمادی از تصویر بدنیِ فردی است که چانه و سر را به سمت سینه خم کرده است. این حالت کنایه از خلسه و شهود عرفانی، تفکر عمیق و همچنین تسلیم شدن در برابر غم یا شرم فراوان است.
جمعبندی و توضیح کامل سردرگریبان
واژه «سردرگریبان» یا «سر به گریبان» یکی از اصطلاحات کنایی و اصیل زبان فارسی است که از ترکیب واژههای سر، در و گریبان (به معنی یقه پیراهن) ساخته شده است. این عبارت تصویر ذهنی فردی را بازسازی میکند که از شدت اندوه، شرم یا غرق شدن در افکار عمیق، سرش را به زیر انداخته و در خود فرو رفته است.
این اصطلاح در ادبیات عرفانی و کلاسیک ایران کاربرد فراوانی دارد و علاوه بر نشان دادن حزن و اندوه، گاهی به گوشهنشینی صوفیانه، تفکر، تدبر و حالات خلسه زاهدانه اشاره میکند. در واژهنامههای معتبری چون دهخدا و معین نیز بر ابعاد روانی و رفتاری این صفت یعنی عزلتگزینی و متفکر بودن تأکید شده است.
اگرچه این عبارت به صورت مستقیم در متن قرآن کریم نیامده است، اما از نظر مفهومی قرابت نزدیکی با مفاهیمی چون خشوع و فروتنی دارد. در ترجمههای زبانی نیز معادلهایی که نشاندهنده غم همراه با تفکر یا سکوت ناشی از افسردگی هستند برای آن انتخاب میشود.