یعنی چه
واژهای است با ریشه عربی که به معنای پشم یا موی بههمچسبیده و متراکم (نمد) به کار میرود. این کلمه مجازاً به هر چیز انباشته، کثیر و فراوان (مانند مال یا جمعیت انبوه) و همچنین فرد خانهنشین و مقیم در یک جا نیز اطلاق میشود.
تلفظ
این واژه بسته به نوع کاربرد و معنا با حرکات مختلفی خوانده میشود؛ لَبَد یا لِبْد به معنای پشم فشرده و نمد، لُبَد به معنای مال کثیر و فراوان، و لِبَد به معنای جمعیت انبوه و متراکم است.
در جدول
در حل جدول کلمات متقاطع، این واژه سه حرفی معمولاً در پاسخ به راهنماهایی چون «پشم فشرده شده»، «نمد»، «مال کثیر و انباشته» یا «نام هفتمین و آخرین کرکس لقمان عاد» میآید.
به انگلیسی
با توجه به معانی مختلف واژه، در حالت فیزیکی معادل Felt و در معانی انتزاعی معادل واژههایی چون Dense یا Abundant قرار میگیرد.
به عربی
در زبان عربی که ریشه اصلی این واژه است، لِبْد به معنای صوف مضغوط (نمد) بوده و مشتقات دیگر آن برای توصیف مال کثیر یا تجمعات متراکم به کار میرود.
به فارسی
برگردانها و معادلهای دقیق فارسی این واژه شامل کلماتی چون نمد، پشم فشرده، توده بههمچسبیده، کثیر، فراوان و ساکن یا مقیم است.
جمعبندی و توضیح کامل لبد
واژه «لبد» ریشهای عربی (از ماده ل ب د) دارد و مفهوم اصلی آن چسبیدن، روی هم متراکم شدن و ثبات است. این کلمه در متون کلاسیک فارسی و عربی کاربردهای ظریفی دارد؛ از یک سو به معنای مادی پشم فشرده یا همان نمد اشاره میکند و از سوی دیگر در معنای مجازی برای توصیف مال بسیار فراوان و انباشته، یا جمعیت متراکم و فشرده به کار میرود.
این واژه در قرآن کریم نیز به کار رفته است؛ یک بار در سوره بلد به شکل «لُبَداً» به معنی مال فراوان و بار دیگر در سوره جن به شکل «لِبَداً» به معنی جمعیت انبوه و متراکم. همچنین در اساطیر و ادبیات عرب، «لبد» نام هفتمین و آخرین کرکس لقمان عاد است که مرگ او کنایه از پیری مفرط، پایان قطعی و آخرین بازمانده است.
در فارسی امروز، این واژه به صورت زنده و مستقل در گفتارهای روزمره کاربردی ندارد، اما به دلیل حضور در متون کهن، شعر کلاسیک و آیات قرآنی، پایی ثابت در طرح سوالات جدولهای کلمات متقاطع و لغتنامهها دارد.