یعنی چه
این واژه دو وجه معنایی کاملاً متفاوت دارد؛ در زبان فارسی به معنای آغوش، کنار، پهلو و گودی زیر مفصل شانه و بازو (زیربغل) است. در زبان عربی (بَغْل)، اسمی است برای حیوان بارکش دورگه یعنی قاطر یا استر که از جفتگیری خر نر و اسب ماده متولد میشود.
تلفظ
برای مفاهیم آغوش، کنار و زیربغل به صورت فتح اول و دوم «بَغَل» (Baqal) خوانده میشود. برای معنای قاطر و استر به صورت فتح اول و سکون دوم «بَغْل» (Baghl) تلفظ میگردد که جمع آن در عربی «بِغال» است.
در جدول
در جدولهای متقاطع، با توجه به راهنمای طراح، این واژه میتواند به عنوان پاسخ برای واژههای آغوش، پهلو، کنار، زیربغل و یا استر و قاطر کاربرد داشته باشد.
به انگلیسی
بسته به اینکه واژه در کدام بافت معنایی به کار رود، ترجمه انگلیسی آن کاملاً متفاوت خواهد بود.
به عربی
برای معنای اول (فارسی) از واژههای ابط و حضن استفاده میشود و برای معنای دوم، خود واژه عیناً در عربی اسم جنس است.
به ترکی
واژگان ترکی بر اساس هر دو ریشه و معنای این کلمه تفکیک میشوند.
به فارسی
مترادفها و برگردانهای دقیق این کلمه در زبان فارسی اصیل شامل واژههای «آغوش»، «بَر»، «کنار»، «پهلو» و «کِش» برای معنای اول، و واژهٔ «استر» برای معنای دوم (حیوان بارکش) است.
جمعبندی و توضیح کامل بغل یا بغل
واژهٔ «بغل» از نمونههای جالب در زبان فارسی است که دو ریشه و معنای کاملاً مجزا دارد. در حالت اول (بَغَل) ریشهای کاملاً ایرانی و فارسی دارد که به آناتومی بدن (زیر مفصل شانه) و مجازاً به آغوش، پناه، کنار و پهلوی هر چیزی مثل بغلدست یا بغل جاده اشاره میکند. این معنا در فرهنگ و ادبیات فارسی نماد صمیمیت، محبت، امنیت و همپناهی است.
در حالت دوم (بَغْل)، این واژه یک اسم جنس عربی و وامواژهای وارداتی است که به معنی قاطر یا استر (حیوان دورگه بارکش) به کار میرود. این واژه با همین معنای دوم یکبار نیز در قرآن کریم به صورت جمع (بغال) در سوره نحل ذکر شده است و در فرهنگ عامه و ضربالمثلها معمولاً به عنوان نماد سرسختی، لجاجت یا بیثمری شناخته میشود.